حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیده خونین نبشته صورت حال
طبیعی است که احساس انسانها در گذر زمان دچار تغییر میشود و به تعادل میرسد؛ اما واقعیت این است که گذشته را نمیتوان با یک سر تکان دادن دور ریخت، گذشته به هر حال با چنگ و دندان راه خودش را باز میکند و آن وقت تمام دلتنگیها که در سینهمان انباشته شده سر برمیآورد و حسرتهای قدیمی خودشان را به رخ کشند.
هفدهم مهر که از راه میرسد من هنوز همان حسی را دارم که آن شب در مقابل بیمارستان جم داشتم.
کمی به غروب آفتاب مانده ...
تابآوری را میتوان توانایی افراد در معرض رویدادهای بسیار مخرب برای حفظ عملکرد روانی و جسمی و ظرفیت تجربیات مولد و احساسات مثبت تعریف کرد. در این تعریف، سازگاری هوشمندانه با شرایط نیز نهفته است؛ بنابراین تابآوری ویژگیای چندبعدی است که از سطح فردی تا سطح اجتماعی و جمعی را در برمیگیرد.
در یکی دو سال اخیر با حوادث مختلف و وقوع جنگ، عادتهای رسانهای مشابهی پیدا کردهایم: صبحها اول سراغ شبکههای اجتماعی و مرور اخبار میرویم. اخباری که حتی در نبود اتفاق، حادثه، حمله و جنگ هم برای ما استرس، دلهره و ترس میآورند. این وضعیت را احتمالاً یک ...
حوالی ۹ صبح چهاردهم مرداد ۱۳۶۴ در روزی گرم که انگار از آسمان آتش میبارید سرانجام جنازه سیاهپوش «دایی احمد» را برای شستشوی آخر بر روی سنگ غسالخانه گذاشتیم ... آن روزها کابوسی به نام «کیسه جسد» وجود نداشت ... مادرم چادر مشکی محبوبش را از سر برداشته بود و به ما داده بود تا آخرین تنپوش برادر از دست رفتهاش در این لحظات آخر وداع باشد. مرگ احمد همچون طوفانی بود ناگهانی که به یکباره شالوده آسایش و آرامش همیشگی و به باور اشتباه ما بیانتهای آشیانه پدربزرگ را از جا کنده بود. تنها دو روز قبل از مرگش ...
این نوشتار، حاصل یک فرآیند خوانش جستجوگرانه است که با پرسشهای بنیادین دربارۀ راویان ناموثق در دو اثر کلیدی از ویلیام فاکنر و جی. دی. سلینجر. برای نویسنده هدف اولیه، یافتن پاسخهای قطعی دربارۀ وقایع پنهان در متن بود؛ پرسشهایی ازایندست که: «آیا فاکنر با تغییر نام موری به بنجی، در پی فاش کردن یک راز خانوادگی است؟» یا «آیا اعتراف کوئنتین، روایتی از یک حقیقت تلخ است یا محصول یک روان آشفته؟» چه لزومی داشته روایت فروپاشی خانواده کامپسون به تعبیر اکثر منتقدان در این فرم، ارائه شود؟ و مهمتر از آن آیا قبل از این روایت خانوادۀ کامپسون ...
در میان انبوه صداهایی که دربارۀ نوجوان شنیده میشود، «آبید» از یک پرسش ساده آغاز شد: چگونه میتوان نوجوان را شنید، پیش از آنکه دربارۀ او حرف بزنیم؟ پاسخ نه گفتوگویی مستقیم بود و نه اثری از پیش ساخته که نوجوان صرفاً موضوع یا تماشاگر آن باشد. آبید خود را به شکل یک فرایند باز و میانرسانهای تعریف کرد؛ فرایندی که در آن بدن، کلمه، تصویر، کلاژ، ژست و سکوت، هر کدام میتوانستند شکلی از صدا باشند.
آبید چرخهای باز، برگشتپذیر، فرایند محور و میان مدیومی است که در آن تئاتر، فبک، نوشتار، کلاژ و عکاسی از طریق نوعی مفصلبندی پویا ...
شاهنامه تنها بازنمودی از اسطورهها و آیینهای پیشین و تاریخ گذشته نیست که در پرتو دانش، هنر و زیباییشناسی فردوسی به این درجه از اهمیت و اعتبار رسیده باشد؛ بلکه مفاهیم فرهنگی ناشناختۀ بسیاری همچون تصور از سیر تاریخ، مفاهیم اخلاقی و فلسفۀ سیاسی و فرمانروایی را نیز در خود پنهان دارد که پرداختن به هرکدام از آنها یعنی کشف عرصههای تازه و دریافتی دیگر از جهان شگفت و پررمزوراز شاهنامه:
«کار شاعری چون فردوسی آفرینش دید و زیباشناسی تازه و پیدا کردن ناپیداهاست، نه مثلاً بازگویی منظوم خدای نامک، اسطورههای ازیادرفته یا داستانهای در هم از افسانه و تاریخ. کار ...
چندی است که میان من و نوشتن فاصله افتاده؛ نوشتن مقدمۀ بخش سینمای سرمشق را میگویم. نه که نخواسته باشم، نه! راستش را بخواهید نوشتن برای سرمشق، بخشی از لذتبخشترین تجربه نوشتاری من بوده است. شرح چرایی اینکه ننوشتم و نمینویسم، از این مقال و مجالِ اندک بهدر است. اکنون هم که قلم در دست گرفتهام و همین چند سطر را مینویسم، تنها و تنها به این خاطر است که نتوانستم و نمیتوانم به هیچ روی، روی سردبیر مجله را زمین بیندازم. وگرنه نوشتن، آن هم در این روزها، برایم دشوارترین کار ممکن شده است. حتی قلم هم بغض دارد ...
مقدمه
سینما همواره بازآفرین دغدغههای بنیادین بشر بوده است؛ اما گاهی برخی آثار از مرز یک سرگرمی فراتر رفته و به آزمایشگاههایی روانشناختی برای مطالعه ابعاد تاریک و روشنروان انسان تبدیل میشوند. فیلم «کازابلانکا» (۱۹۴۲)، ساخته مایکل کورتیز، یکی از همین آثار است که در بستر بحرانزدۀ جنگ جهانی دوم، روایتی ژرف از روانشناسیِ بقا، تروما و تابآوری ارائه میدهد. فیلم در شهر کازابلانکا، بهعنوان گذرگاهی برای پناهجویان اروپایی که به دنبال فرار از سایه سنگین نازیسم هستند میگذرد.
در این اتمسفرِ آکنده از بحران، جغرافیا در فیلم نقش یک نقشه توپوگرافی از روان انسان و سیر تروما را ایفا میکند. ...
همیشه آخرهای شهریور یک نسیم جادویی به صورتم میخورد که شباهتی به هُرم آفتاب تابستان ندارد. پر از خیال است. انگار آمده تا کبریت بزند به روزمرگیهایم. آمده که بگوید تنبلی بس است. زندگی بس است. آماده شو برای عاشقی. برای درد. برای مستی. نمیدانم شما هم این نسیم را میشناسید یا نه. ولی من هر سال حسش میکنم و میگویم ممنون که آمدی. مهر پیشانی پاییز است. پادشاه همیشگی فصلها. اگر حکم جهان دل باشد مهر آسِ دل است.
برای زندگی من که همیشه حکم، دل بوده شاید برای همین نامم را فؤاد گذاشتهاند. تمام عاشقیهایم در پاییز بوده و ...
ششمین جشنواره موسیقی نواحی استان کرمان با حضور بیش از هشتاد هنرمند کرمانی از سراسر استان به دبیری سیدفؤاد توحیدی در شهریورماه امسال در شهر بافت برگزار شد. شاید یکی از زیباییهای جشنواره امسال، اجرای موسیقی مردمی، در دلِ مردم و با همراهی مردم بود. اجرایی که در لحظه شکل میگرفت و با واکنش مردم مسیر خودش را پیدا میکرد و جلو میرفت.
مردمی که شنبه صبح برای خرید به بازار قدیمی بافت آمده بودند، شاهد تغییری در حال و هوای بازار شدند، نوای موسیقی از گوشه و کنار بازار میآمد و به همراهش صدای دست و شادی مردم. شاید کمتر ...
خشم بخشی طبیعی از تجربه هیجانی انسان است؛ هیجانی که میتواند در واکنش به ناکامی، تعارض، تهدید، احساس بیعدالتی یا نقض مرزهای فردی شکل بگیرد و در سطوح بدنی، شناختی و رفتاری تجربه شود. بااینحال، مسئله تنها احساس خشم نیست، بلکه چگونگی مواجهه با آن نیز اهمیت دارد.
سرکوب، نشخوار فکری، اجتناب، بیان و تنظیم هیجان فرایندهایی یکسان نیستند و میتوانند پیامدهای متفاوتی داشته باشند. در فرهنگ عمومی، هنوز این تصور رایج است که خشم باید «تخلیه» شود؛ گویی بیرونریختن آن بهخودیخود موجب کاهش خشم میشود.
شواهد پژوهشی، اما، تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند. یک فراتحلیل گسترده نشان داده است فعالیتهایی ...
دکتر «عباس ریاضی کرمانی»، فرزند خلف دیار کریمان که - به سال ۱۲۸۶ ش در گوشهای از خاک این سرزمین دیده به جهان گشود و در سال ۱۳۶۷ چشم از جهان فرو بست- از چنان ارزش و اعتبار علمی و فرهنگی برخوردار است که اهالی نجوم و ریاضی و اصحاب علم و آگاهی، نام بزرگش را با احترام بر زبان جاری میکنند. حتی افراد عادی جامعه که دهههای گذشته پیش از انقلاب را درک کردهاند نام او برایشان بسیار آشنا است، زیرا هر سال وقتی تقویمی میخریدیم، در نخستین صفحه آن آمده بود: «استخراج دکتر عباس ریاضی کرمانی» این هم ...
بخش نخست: در پناهِ شیوشگان؛ قابِ مستندِ «جنگل قائم» و روایتِ «حامد سعادت»
مستند «جنگل قائم» حاصل تلاشی است که در پیِ سه سال تحقیق میدانی و اسنادی به بار نشسته است؛ پروژهای که با همکاری مشترک مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی و شهرداری کرمان به سرانجام رسید. «حامد سعادت» که پیشتر با ساخت آثاری همچون «پیروزی بر خورشید» و «مردی که فسیل شد»، دغدغههای بومی خود را در ثبت تاریخ و جغرافیای کرمان دنبال کرده بود، در این اثر با رویکردی مستندنگارانه، سیر شکلگیری این پهنۀ سبز را واکاوی کرده است. کسب دیپلم افتخار بهترین کارگردانی در چهلوچهارمین ...
فرض کنید در شرایط فوقالعاده پیچیدهای در یک منطقه ناشناخته و کوهستانی و در سوز و سرما گرفتار شدهاید. قاعدتاً مهمترین چیزی که میتواند اهمیت داشته باشد حفظ جان شما از گزند آن شرایط است. میزان لباس خود را بررسی میکنید و شرایط غذایی و امکان حرکت خود را در آن منطقه و اینکه ماندن یا رفتن شما، کدامیک میتواند به نجات شما منتهی شود. فکر میکنید که چند نفر از نبودنتان نگراناند و میدانند که در کدام مسیر در حال تردد بودهاید و کجا ممکن است دچار مشکل شده باشید.
فکر میکنید که چقدر مطمئنید با حرکتتان به جاده و ...
چکیده
نزاعهای خیابانی ناشی از اختلاف بر سر جای پارک، توقف خودرو و استفاده نامتعارف از بوق، در نگاه نخست اختلافاتی ساده و روزمره به نظر میرسند؛ اختلافاتی که گاه با جابهجایی یک خودرو یا چند جمله گفتوگو قابل حلاند، اما در عمل، همین تعارضهای ظاهراً کماهمیت میتوانند به توهین، تهدید، ضرب و جرح، تخریب اموال و در مواردی تشکیل پرونده کیفری منتهی شوند. اهمیت موضوع از آن جهت است که طرفین غالباً خود را «محق» دانسته و همین احساس استحقاق را مجوزی برای واکنش شدید تلقی میکنند. پرسش اساسی آن است که در چنین موقعیتهایی، مرز میان اعمال حق، اعتراض ...
در هر رابطهای، لحظههایی هست که حضورِ دیگری چنان پررنگ میشود که گویی تمام جهان در نسبت با او معنا پیدا میکند؛ اما عشق فقط در باهم بودن خلاصه نمیشود؛ فاصله گرفتن نیز بخشی از تجربۀ دوستداشتن است؛ فاصلهای که از شدتِ بودن شکل میگیرد. گاهی پس از یک فوران، چیزی شبیه سکوت از راه میرسد؛ نه سکوتی که از نبودن میآید، بلکه سکوتی که از انباشتگیِ حضور زاده میشود. گویی چیزی پس از آنهمه فشردگی، ناگزیر به زایشِ خویش رسیده است.
انگار جان، پس از آنهمه حضور، به خلوتی نیاز دارد تا بتواند آنچه را در هیاهوی نزدیکبودن شنیده ...