دو گنج ناشناختۀ سینمای ایران
حمید عسکری

فیلم «پلیسی-جنایی»، یکی از جذاب‌ترین گونه‌های سینمایی در جهان به‌شمار می‌رود. درصد قابل توجهی از آثار بزرگ و مطرح جاودانه و موفق سینمای جهان، متعلق به همین گونه بوده و غالب سینماگران شناخته شدۀ تاریخ سینما، علاقه و شیفتگی خاصی برای ساخت این فیلم‌ها داشته‌اند و البته همچنان نیز دارند. سینمای «پلیسی-جنایی» به شدت پرمخاطب بوده و از گیشه و اقتصاد موفقی برخوردار است؛ در عین حال قابلیت‌های هنری و فرهنگی ویژه‌ای دارد. البته این نظر، دیدگاه و علاقۀ کاملاً شخصی است، اما به گمان نگارنده عالی‌ترین اثر مطرح بزرگ جهانِ سینما، یعنی «همشهری کین» ساختۀ جاودانه و ماندگار «اورسن ولز»ِ نامدار، به عبارتی متعلق به همین گونۀ سینمایی است و همچنان و هر ساله در نظرسنجی‌هایی که صورت می‌پذیرد، مقام نخست بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان را به خود اختصاص می‌دهد. «همشهری کین» در کنار این‌که درام عالیِ روانکاوانۀ زندگی‌نامه‌ایست، اثری «پلیسی-جنایی» نیز به‌شمار می‌رود. به دلیل قابلیت‌ها و ظرفیت‌های بالای «سینمای پلیسی»، تهیه‌کنندگان و فیلم‌سازان در سراسر جامعۀ بین‌الملل و در هر سرزمینی که سینما و تولید فیلم در آن جریان دارد، همواره توجه و علاقۀ خاصی نسبت به این گونه داشته و به شدت راغب هستند تا در این گونۀ جذاب و پر مخاطب دست به تولید اثر بزنند.

سینمای ایران نیز خیلی زود این گونۀ مهم و موثر را کشف کرده و به آن روی ‌آورد! فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگان ایرانی آن‌قدر زیرک و باهوش هستند که از این گنج پرسود غفلت ننمایند؛ بنابراین در همان ایامی که خیلی از ورود سینما به ایران نمی‌گذرد، شاهد آغاز روند شکل‌گیری و تولید رسمی فیلم‌های «پلیسی-جنایی» در ایران هستیم.

«ساموئل خاچیکیان» فیلم‌ساز، تدوین‌گر، آهنگساز و نمایشنامه‌نویس موفق که کارگردان خوبِ تئاتر نیز هست، بنیان‌گذار سینمای «پلیسی-جنایی» در ایران به‌شمار می‌رود. فیلم خوب و موفق «چهارراه حوادث» محصول سال ۱۳۳۳ اولین اثر پلیسیِ سینمایی ایران است. فیلمی که در زمان خودش بسیار سر و صدا به پا کرده و از موفقیت‌های گیشه‌ای و هنری پرشماری بهره‌برداری کرد. «ساموئل خاچیکیان» جزو نام‌های پر افتخار، مشهور، تأثیرگذار و به شدت با سواد نه تنها سینما که عرصۀ فرهنگ و هنر ایران به‌شمار می‌رود. هنوز نیز در حد شایستگی‌های بالایش و خدمات بزرگ و موثری که انجام داده، شناخته نشده و قدر ندیده است!

توانایی، تخصص و حضور ویژۀ «ساموئل خاچیکیان» بیش از همه در عرصۀ جنایی، ترسناک و پلیسی است، هر چند که در سایر زمینه‌هایی که فعالیت‌ کرد، از تسلط و مهارت بالایی برخوردار بود. خانوادۀ سینمای ایران، خاچیکیان را با دو نام دیگر نیز می‌شناسند، اولی «هیچکاک سینمای ایران» و دومی که کمی صمیمی‌تر به نظر می‌رسد، «سام وِل» است.

فیلم سینمایی «چهارراه حوادث» که نخستین اثر در نوع خودش به‌شمار می‌رود، در سال ۱۳۳۳ به شدت مورد استقبال مردم و جامعۀ هنری قرار می‌گیرد. همین اتفاق باعث تشویق خاچیکیان شده و به او انگیزۀ بالایی می‌بخشد تا چند اثر جذاب پلیسی دیگر به کارنامۀ خود و سینمای ایران اضافه نماید. خاچیکیان با ساختن آثار «پلیسی-جنایی»ِ «ضربت»، «فریاد نیمه شب» و «یک قدم تا مرگ» به اوج موفقیت و بلوغ فیلم‌سازی خود دست پیدا کرده و سینمای پلیسی ایران را تا سطحی عالی بالا می‌برد. فیلم «دلهره» محصول سال ۱۳۴۱ نیز در نوع خودش به اتفاقی بزرگ در سینمای ایران تبدیل می‌گردد. فیلم‌های «مرگ در باران» محصول ۱۳۵۳ و «اضطراب» تولید سال ۱۳۵۴ که هر دو در گونه و ژانر «پلیسی-جنایی» به‌شمار می‌روند، اوج موفقیت خاچیکیان را به نمایش می‌گذارند. موفقیتی که متأسفانه کم کم رنگ می‌بازد و سینماگر خلاق را بتدریج به سمت سیری نزولی هدایت می‌کند.

«ساموئل خاچیکیان» همواره دغدغۀ ساخت فیلم «پلیسی-جنایی» داشت. پس از وقفه‌ای چند ساله در سال‌های بعد از «انقلاب اسلامی» با فیلم جنگی بسیار موفق «عقاب‌ها» پای به عرصۀ فیلم‌سازی می‌گذارد. «عقاب‌ها» موفقیت خیره کننده‌ای است. اما از حال و فضای واقعی مورد علاقۀ فیلم‌ساز فاصلۀ زیادی دارد! خاچیکیان در دومین گام فیلم‌سازی‌اش در دوران تازه، به سراغ مضمون مورد علاقه‌اش رفته و به عبارتی برمی‌گردد به همان سینمای «پلیسی-جنایی» که دوستش دارد. سال ۱۳۶۴ فیلم پلیسی «یوزپلنگ» را می‌سازد.

خاچیکیان در ساختن فضاهای ترسناک، پر از تعلیق، ابهام‌آمیز و پر کشش از استادی و توان‌مندی ویژه و کاملاً منحصر به فردی برخوردار بود. عواملی که هر کدامش برای ساخت فیلم «پلیسی-جنایی» عالی و جذاب کفایت می‌کند. متولد ۲۹ مهرماه سال ۱۳۰۲ در تهران بوده و ۳۰ مهرماه سال ۱۳۸۰ نیز دار فانی را وداع گفته است. جزو پیشگامان خلاق و نوآور سینمای ایران بشمار می‌رود. کسی که به تنهایی باعث اعتلا و رشد فنی و کیفی قابل توجهی در سینما بوده و در بالا بردن کیفیت فنی و به کار بردن ابزار روز آن سال‌ها حرف اول، وسط و آخر را زده است.

تعدادی از بهترین آثار «پلیسی-جنایی» تاریخ سینمای ایران متعلق به او است؛ ضمناً او اولین کسی است که برای فیلمی «پیش پرده» یا «آنونس» ساخته است. «آنونس» فیلم «دختری از شیراز» ساختۀ خودش را در سال ۱۳۳۳ با استفاده از راش‌ها یا همان نماهای اضافه و استفاده نشده در تدوین نهایی به شکل خلاقانه ساخت و در سینماهای کشور به نمایش گذاشت که به شدت مورد استقبال تماشاگران واقع شد و در فروش موفق فیلم نیز نقشی اساسی و تعیین کننده ایفا کرد. خاچیکیان در گونه‌ها یا ژانرهای دیگر نیز فیلم ساخته است. در کارنامۀ پربار و پرکارش با انواع متنوعی از آثار کمدی، جنگی، اجتماعی، رزمی و درام‌های عاشقانه روبه‌رو هستیم، اما در هیچ‌کدام‌شان به اندازۀ فیلم‌های پلیسی موفقیت و اقبال بلند نداشته است.

اما انگار دوران گذران روزگار کار خودش را کرده است. سینماگر پرآوازه و خوش سابقۀ ما از سال‌های اوج شکوفایی خود فاصله زیادی گرفته بود. «یوزپلنگ» نه موفقیت «عقاب‌ها» را تکرار کرد و نه آثار و نشانه‌هایی به همراه داشت که ثابت کند یکی از بهترین «پلیسی-جنایی» سازان ایرانی سازندۀ آن است. دست بر قضا فیلم را در زمان اکران در سینما «آسیا» کرمان دیدم و عرق سردی بود بر تن و هیجانی که اصلاً به وجود نیامد. انگار خیلی چیزها تغییر کرده بود و اما «ساموئل خاچیکیان» همراه این تحولات همراه نبوده و در زمانی خاص، جا مانده بود! فیلم‌های بعدی فیلم‌ساز نیز هر کدام نا امیدکننده‌تر از دیگری بودند. آثاری مثل «چاووش»، «بلوف» و «مردی در آینه» فقط نام بزرگ خاچیکیان را در تیتراژ داشتند. اما این‌ها هیچ‌کدام از جایگاه و ارزش بالای این سینماگر موفق چیزی کم نمی‌کند. به ویژه سینمای «پلیسی-جنایی» ایران که به شدت وامدار و مدیون تلاش‌ها و حضور خلاقانه و منحصر به فرد او است و خواهد بود.

سینمای «پلیسی-جنایی» ایران علیرغم همۀ قابلیت‌هایی که داشته و دارد؛ با وجود حضور سینماگران موثر و بزرگی همچون خاچیکیان چه در سال‌های پیش از انقلاب و چه در سال‌های بعد از آن، هرگز نتوانست به جایگاه واقعی و شایستۀ خود دست پیدا کند؛ به دلیل حساسیت‌های مبالغه‌آمیز، ممیزی و کنترل‌های بیش از اندازه که از سوی دولت‌ها و نهادهای امنیتی و پلیسیِ مرتبط در این‌گونۀ سینمایی اعمال می‌شود. سینمای «پلیسی-جنایی» ایران برخلاف بسیاری از کشورهای حتی هم‌جوار خودمان، سیر قهقرایی و رو به عقب را طی کرده است. سال‌ها پیش طی ملاقاتِ سعادت‌آمیزی که با «احمد پژمان» موسیقیدان برجسته و آهنگ‌ساز برتر سینمای ایران داشتم، جمله‌ای جالبی گفتند که ربط به همین بحث ما دارد. استاد پژمان می‌گفت، اصلاً می‌توانی تصورش را بکنی که ما چه زمانی قادر خواهیم بود تا در سینمای کشورمان شاهد ساخته شدن فیلمی شبیه «سرپیکو» اثر درخشان «سیدنی لومت» باشیم؟! فیلمی که تا آن حد و اندازه پلیس کشورمان را به چالش بکشد. حتی تصورش هم دور از انتظار است. به دلیل همان گرفتار و گیرها و حساسیت‌های اکثراً بی‌مورد، مضامین سینمای پلیسی قابل طرح، به شدت محدود هستند و اصطلاحاً دست تهیه کننده، فیلم‌ساز و فیلم‌نامه‌نویس در این مورد بسیار بسته است. پس سینمای پلیسی ایران آن‌گونه که باید رشد نکرده است. فیلم‌های پلیسی ایرانی در مجامع بین‌المللی و خارج از مرزها و مثلاً از سوی فستیوال‌های کوچک و بزرگ سینمایی اصلاً مورد توجه قرار نگرفته‌اند. پس کاملاً مشخص است که سینماگر تأثیرگذار و موفقی همچون خاچیکیان چرا باید به سرنوشت تلخ و نابسامانی که شرح مختصرش آمد، گرفتار شود!

توجه به سینمای «پلیسی-جنایی» توسط جشنواره‌ها و محافل هنر و ترغیب و تشویق سینماگران نامدار چه در ایران و چه در خارج از مرزهایش به شدت محدود و ناچیز بوده است. در سال‌های ابتدایی دهۀ پنجاه فستیوالی نه چندان بزرگ به نام «گلریزان» برگزار شده و فیلم «چهارراه حوادث» را مورد تشویق قرار می‌دهد و جوایز بهترین فیلم‌نامه، کارگردانی و بازیگر نقش اول را به همین فیلم تقدیم می‌کنند.

هر چند که خوشبختانه در سال‌های بعد از «انقلاب اسلامی» اوضاع کمی تغییر می‌کند و نگاه‌ها و توجهات به سمت «سینمای پلیسی» کمی متفاوت‌تر و البته بهتر است و حتی شاهد برگزاری جشنواره‌ای اختصاصی به نام «پلیس» نیز هستیم؛ اما این‌ها هیچ‌کدام شامل حال سینماگر کهنه‌کار و صاحب سبک، «ساموئل خاچیکیان» نمی‌شود و او همچنان تا پایان عمرش محجور باقی می‌ماند. در حالی که این امکان وجود داشت که مثلاً در دل یکی از همان دوره‌های برگزاری جشنوارۀ فیلم «پلیس»، مروری داشت بر آثار پلیسی این فیلم‌ساز بزرگ و بابت فعالیت‌های موثرش از او قدرانی و سپاسگزاری کرد.

سینمای «پلیسی-جنایی» ایران هرگز در عرصه‌های جهانی و بین‌المللی حضور آن‌چنانی نداشته است. بخش مهمی از این قضیه برمی‌گردد به ضعف‌ها و محدودیت‌های موجود بر سر راه این گونۀ جذاب سینمایی و قسمتی هم البته مربوط است به کج فهمی‌ها، حسادت‌ها، تنگ نظری‌ها و دشمنی‌هایی که کم نیستند و به کرات خودشان را نشان می‌دهند. وگرنه فیلم‌های پلیسی خاچیکیان در سال‌های قبل از انقلاب از قابلیت‌های به شدت بالایی برخوردار بوده‌اند تا در محافل خارجی نیز دیده شوند و حتی در بسیاری از کشورهای دور و نزدیک به نمایش عمومی در بیایند.

تنها فیلم «پلیسی-جنایی» ایرانی که در محفل و فستیوال بزرگ جهانی عرض اندام کرده «دانه انجیر معابد» ساختۀ «محمد رسول‌اف» است. این توجه نه بخاطر ساختار و گونۀ «پلیسی-جنایی» این فیلم بوده و نه هیچ چیز دیگر! تنها دلیل آن توجه به مضمون تند سیاسی فیلم است و البته این‌که فیلم‌ساز آن را به شکلی کاملاً مخفیانه و زیرزمینی و خارج از قواعد و قوانین رایج فیلم‌سازی در کشور ایران ساخته است. پس نمی‌توان روی آن حساب ویژه و خاصی باز نمود و باید همچنان منتظر ماند تا فیلم و سینماگری دیگر از راه برسد. سینماگری در حد و اندازۀ خاچیکیان که دانش، شهامت و مهارت مثال زدنی داشته باشد و عاشقانه به این گونۀ جذاب سینمایی نگاه کند.

فیلم‌های پلیسی خاچیکیان به شدت از این قابلیت برخوردار هستند که دوباره کشف شوند و مورد بازنگری و توجه مجدد قرار گیرند. نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه کاملاً لازم و ضروری هست که اصلاً این فیلم‌ها را در قالب برنامۀ بزرگداشت مجزا به تماشا بنشینیم و مورد نقد و تفسیر و نظر قرار دهیم. مطمعن باشیم اتفاق خوبی رخ می‌دهد و از دل چنین رخدادهایی نکات مفید فراوان نصیب علاقه‌مندان و دنبال‌کنندگان این گونۀ سینمایی خواهد شد. «ساموئل خاچیکیان» به طور کلی و فیلم‌های خوش ساخت و پلیسی‌اش به شکل خاص، به منزلۀ دو گنجِ ارزشمند و ناشناخته‌‌اند. وقت آن رسیده است تا ما به داشته‌های ارزشمند و بزرگی از این دست توجه ویژه نشان دهیم. به خصوص برای نسل تازه نفس فیلم‌سازان جوان و پر انرژی که، یکی بعد از دیگری دارند از راه می‌رسند؛ این پیشنهاد را دارم که حتماً به این دو گنجِ بزرگ، نگاه ویژه‌‌ای داشته باشیم.

شوربختانه و تکان دهنده این‌که از این جمع تازه نفس که قرار است سکان آیندۀ فیلم‌سازی را در سینمای ایران به دست گیرند، به جز چند نام استثنایی و محدود، حتی اسم خاچیکیان هم به گوششان نخورده، چه برسد به این‌که مثلاً فیلم‌های «پلیسی-جنایی» او را دیده باشند! به گمان نگارنده تعدادی از آثار سینمایی به ویژه فیلم‌های «پلیسی-جنایی‌‌‌» او به لحاظ ساختار، قدرت‌مند و مضامین جذاب‌شان همین الان نیز حرف اول را می‌زنند و با برخی آثار پلیسی روز سینمای جهان برابری می‌کنند. پس نوشتن دربارۀ آن‌ها و تازه کردن دیدارشان اتفاقی است لذت‌بخش، ضروری، آموزنده، هیجان‌انگیز و البته خیلی نوستالژیک و خاطره‌ساز! یادش، آثارش و به خصوص فیلم‌های «پلیسی-جنایی» او هموراه گرامی است!