محلۀ شهرِ کرمان
مجید نیک‌پور

دبیر بخش تاریخ

بی‌شک از آنجایی که مسائلی چون وقایع و رخدادها، کشمکش و برخورد حکومت‌ها و دیگر عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، شکل‌دهندۀ تاریخ یک منطقه و کشور می‌باشند؛ محیط جغرافیایی نیز در پیدایش تمدن‌ها و حوادث تاریخی، تأثیر و نقش به سزایی ایفا می‌نماید. همان‌گونه که «ویل دورانت» معتقد است: «جغرافیا، زادگاه تاریخ است»، از این رو شناخت دقیق و تبیین جایگاه یک قوم و ملت در طول تاریخ، بستگی مستقیم به محیط اجتماعی آن دارد و به تعبیر دیگر، شناخت دقیق‌تر از یک شهر و سرزمین زمانی حاصل می‌گردد که اشراف کاملی در خصوص هر منطقۀ آن حاصل گردد و بالتبع این مهم از آشنایی جز به جزء از هر محله، افراد تأثیرگذار، امکانات و استعدادها و حوادث رخ داده در آن بهتر مشخص می‌گردد.

با این توضیح مختصر و اشاره به این نکته که «محله» از تجمع پیوستگی، معاشرت نزدیک، روابط محکم همسایگی و اتحاد غیررسمی میان گروهی از مردم به وجود می‌آید، در رابطه با دارا بودن یک مرز جغرافیایی از شهر با وسعت کم یا زیاد، پیدایش و تکوین یک اجتماع کوچک از گروهی از مردم، از مهم‌ترین شرایط تشکیل یک محله به شمار می‌آید. در واقع اگر شهر را به درختی تشبیه نمود، محله‌های شهر در این دوره، برگ‌های بافت شهری را تشکیل می‌دهند که از بازار، کوچه‌ها و شبکه‌های آب‌رسانی، حیات گرفته و تغذیه می‌شدند. محله‌های شهر، محل سکونت گروه‌های قومی و نژادی و مذهبی و صاحبان شغل‌های مختلف بودند.

«البته در شهرهای بزرگ، گاه هر محله برای خود شهری نیمه‌مستقل با بازار، مساجد، حمام‌ها و سازمان‌های اداری مشخص بودند، به نحوی که حتی برخی از آنان، مستقلاً حصاری به دور خود داشته، ولی در مجموع، وابسته به حکومت شهر بودند. از سوی دیگر برخلاف مراکز اداری و بازرگانی و مذهبی شهر که تا حد زیادی نمودار همبستگی نظام شهری بود، محله‌ها جلوگاه تضادها و گروه‌ها بود.»۱

اما در باب محله‌های قدیمی و معروف کرمان، در وهلۀ نخست بایست از محله شهر نام برد که به تعبیری، از قدیمی‌ترین محله‌های شهر محسوب می‌گردد که به‌رغم خیابان‌کشی‌های چند دهۀ اخیر و تغییرات و تحولاتی که در این محله انجام گرفته است، هنوز آثاری قابل توجه از آن قابل مشاهده است.

موقعیت جغرافیایی این محله، در محدوده‌ای از شمال به خیابان ابوحامد، از جنوب به محلۀ پامنار، از شرق به خیابان شهید باهنر (ناصریه) و از غرب به خیابان شهید چمران (شمال ـ جنوبی) منتهی می‌گردد.

با توجه به نام این محله (محلۀ شهر) و همچنین مندرجات منابع و مآخذ تاریخی و جغرافیایی، می‌توان آن را قدیمی‌ترین محلۀ شهر کرمان محسوب نمود و به رغم آن که با توجه به آثار تاریخی موجود در این محله، پیشینه‌ای بالغ بر هشت‌صد سال بر آن برشمرده‌اند،‌ اما بی‌شک قدمت محلۀ مزبور را بایستی بیش از این تخمین زد.

بر این مدعا، افزون بر آن که در منابعی چون «جغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری» که اواسط دوره قاجاریه نگارش یافته و محلۀ شهر را یکی از محله‌های قدیمی شهر کرمان برشمرده است۲ و یا ژنرال سایکس در کتاب «ده هزار مایل در ایران»‌ آورده است: «شهر كرمان به پنج محله تقسیم می‌شود كه عبارتند از: محله‌های خواجه خضر (ع)، قطب‌آباد، میدان قلعه، شاه عادل و محله‌ی شهر، كه «محله شهر» مشتمل بر شهر قدیم كرمان است ...»۳، در کتاب «جغرافیای کرمان» تألیف احمد علی‌خان وزیری، قدمت محلۀ شهر را به دوران حکومت «اردشیر بابکان» بر این مناطق، یعنی اواخر دوره اشکانیان و اوایل دوره ساسانیان دانسته و در این خصوص آورده است: «... و محله‌ای که اکنون موسوم به محله شهر و سمت مشرق که کوی معمور و جزو همین شهر [کرمان] است، از شهر شاه اردشیر است ...»۴

در باب موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محلۀ شهر در طول تاریخ بایست به این نکته اشاره نمود که قدمت کهن و تراکم بافت معماری این محله ـ به‌ویژه قبل از احداث خیابان‌های فتحعلی‌شاهی و شهید ایرانمنش ـ مؤید این نکته بود که این محله تا دوره پهلوی دوم، همواره از پرجمعیت‌ترین مناطق مسکونی شهر محسوب می‌گردیده است، چنان که سایکس نیز آورده است: «محله شهر نسبت به دیگر محله‌های كرمان از جمعیت بیشتر و موقعیت بهتری برخوردار بوده است.»۵

تعداد جمعیت قابل توجه ساکن در این محله، به ویژه در دوره قاجاریه، این محله را به یکی از کانون‌های اصلی تولید «شال» ـ که یکی از مهم‌ترین و نفیس‌ترین صادرات کشور در این دوره بود ـ و همچنین تولید «پتو بافی» و «عبا بافی» نفیس کرمان نیز تبدیل نموده بود و بر این مدعا می‌توان به بالغ بر ۱۰۰۰ دستگاه تولید شال‌های ترمه، محرمات، پته مروارید، گل ریزه، گل چیت و ... که در کتاب «جغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری» ثبت شده است، اشاره نمود.۶

البته شایان ذکر است بعد از برچیده شدن کارخانه‌های شال‌بافی و در ادوار پهلوی، بافت «قالی» و «پته» در این محله، به‌ویژه توسط بانوان مرسوم بود تا جایی که پته بافت شده این محله از اشتهار بسیاری برخوردار و اغلب فروشندگان پته نیز از اهالی این محله بودند.

بی‌شک پیشینۀ دور و دراز و همچنین کثرت جمعیت ساکن در این محله در ادوار گذشته، باعثی بود تا اهالی محله از ریشه‌های فرهنگی و بومی غنی برخوردار باشند تا جایی که در گذشته اگر شخصی به لهجه غلیظ کرمانی صحبت می‌نمود، می‌گفتند: گویا از اهالی محله شهر است. همچنین می‌توان استفاده از نام محله شهر در ضرب‌المثل‌ها و اشعار عامیانه محلی را دلیلی بر پیشینۀ کهن این منطقه و اصالت اهالی آن برشمرد.

با توجه به قدمت، جمعیت و موقعیت خاص محله شهر در ادوار گذشته به عنوان یکی از اولین محله‌های شهر کرمان، بی‌تردید آثار و بناهای زیادی در این محله وجود داشته است که در گذر ایام، تخریب و توسعه، عدم توجه و ... از بین رفته‌اند. با این حال از جمله آثار موجود در محله می‌توان به دو «آب انبار» اشاره نمود. نخست آب انبار موسوم به «حوض ملک» که در قرن ششم هجری و حدود سال ۵۸۳ ق/ ۱۱۸۷ م. مقارن با حکمرانی «غُزها» بر کرمان و احتمالاً توسط «ملک دینار غُز» (بنیان‌گذار غُز در کرمان) احداث گردیده است و گویا از آن به عنوان زورخانه استفاده می‌شود.

«آب‌انبار شیخ داود» نیز که منسوب به عارفی به همین نام و مقبرۀ وی در چند متری آب‌انبار است، در این محله قرار دارد. شیخ داود تا سال ۷۹۴ ق/ ۱۳۹۲ م. می‌زیسته و گویا خود بانی احداث آب‌انبار بوده است.

«بُن دادگه» بخشی از منطقه محله شهر را شامل می‌شود که شامل چند کوچه و خانه است و در نزدیکی مقبرۀ شیخ داود قرار دارد و برخی معتقدند قاضی‌القضاتی ـ یا «داد بیگی» ـ از دوره سلجوقیان در این قسمت از محله شهر سکونت داشته و یا بانی احداث این محوطه بوده است.

از آنجایی که در گذشته، جهت رفع حوائج اهالی هر محله و جلوگیری از مراجعه به بازار بزرگ شهر، بازارچه‌ها و یا بازارهای کوچکی وجود داشته، در محله شهر نیز دو بازار به نام‌های «بازار علی پلو» و «بازار شتر» ـ‌َا به اصطلاح گذشته؛ اُشتر ـ وجود داشته که اکنون از آنان، آثاری محدود مشهود است.

یک «آتشکده» در محله شهر وجود داشته که گویا قدمتی بس کهن داشته و زرتشتیان در آنجا مراسم مذهبی خود را برپا می‌کردند و در جوار آن نیز، مدرسه‌ای توسط خیّرین زرتشتی در سال ۱۳۱۱ ق/ ۱۸۹۳ م. احداث شده بود که در آن، دروس زبان فارسی، انگلیسی، عربی، جغرافیا و ... تدریس می‌شده است.

شایان ذکر است که اکنون هر دو مجموعۀ فوق‌الذکر از بین رفته‌اند و همچنین وجود آتشکده و مدرسه، دلالت بر حضور و سکونت جمعیت قابل توجهی از زرتشتیان در گذشته‌های دور در این محله دارد.

از دیگر آٍثار و بناهای محله شهر که در منابع دوره قاجاریه به آنان اشاره شده است می‌توان به وجود هفت تکیه و حسینیه در این محله به نام‌های زیر اشاره نمود:‌ تکیه میرزا اسدالله ـ تکیه آخوند ‌ملا محمد باقر ـ تکیه بابایی مختار ـ تکیه مهدی قنبر ـ تکیه درویش علی ـ تکیه آقا غلام علی ـ تکیه مکرونی‌ها.۷

همچنین می‌توان از وجود دو حمام عمومی «شیخ‌الاسلام» و حمام «باقر بیک» و دولاب «یوسف‌خان» نام برد که در دوره قاجاریه در این محله بوده‌اند.۸

یادداشت‌ها و پی‌نوشت‌ها:

۱. برگرفته از: پوراحمد، احمد: جغرافیا و ساخت شهر کرمان، تهران: جهاد دانشگاهی، ۱۳۷۰، ص ۱۲۸.

۲. منشی کرمانی، محمدامین: جغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری، به تصحیح و تحشیه مجید نیک‌پور، تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، ۱۳۹۰، بخش محله‌های شهر.

۳. سایکس، سر پرسی: ده هزار مایل در ایران، ترجمه حسین سعادت نوری، تهران: ابن‌سینا، ۱۳۳۶، ص ۲۶۴.

۴. وزیری، احمد علی‌خان: جغرافیای کرمان، تصحیح و تحشیه باستانی پاریزی، تهران: علم، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸.

۵. سایکس، سر پرسی: ده هزار مایل در ایران، ص ۲۶۴.

۶. منشی کرمانی، محمدامین: جغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری، ص ۹۵.

۷. همان، ص ۹۷. شایان ذکر است وجه‌تسمیۀ تکیه مکرونی‌ها و وجود خانه‌های متعلق به مکرونی‌ها به دوره صفویه و حکمرانی گنجعلی‌خان بر کرمان بازمی‌گردد. بعد از جنگ حاکم کرمان با افرادی از این طایفه و شکست آنان، گنجعلی‌خان برای جلوگیری از شورش مجدد آنان، تعدادی از افراد سرشناس آنان را به شهر کرمان کوچ داد تا به‌عنوان گروگان از آن‌ها استفاده نماید. این افراد در بخشی از محلۀ شهر سکنی گزیده و بعدها این ناحیه به کوچه مکرونی‌ها و تکیه احداثی توسط آنان نیز به تکیه مکرونی‌ها اشتهار یافت. جهت اطلاع بیشتر نک: وزیری، احمد علی‌خان: تاریخ کرمان، تصحیح باستانی پاریزی، تهران: علم، ۱۳۸۵، ص ۶۲۵ ـ ۶۲۴.

۸. منشی کرمانی، محمدامین: جغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری، ص ۹۵.