https://srmshq.ir/e4bqsz
۱- موسیقی این امواج شاداب این نتهای سرمست تو را میبرند به جهانی دیگر، دورت میکند از تمام روزمرگیهای تکراری، به وجد میایی، شاد میشوی، غمگین میشوی، موسیقی تو را با احساست رودررو میکند... حتماً دنیا بدون موسیقی یک ضعف بزرگ داشت
موسیقی از درون ما آغاز شده در آغوش مادر و صدای زیبای ضربان قلبش و شمارش نفسهایش... حنجره گرم یک مرغ عشق یا بلبلی رنگینکمانی، پرندهای سرخوش که گوشهایمان به سمتش میچرخد
۲- چرا موسیقی گوش میدهیم؟ چرا جزو جدانشدنی از وجودمان شده؟ آیا برای این نیست که میخواهیم خودمان را در ملودیها پیدا کنیم و با خودمان مهربانتر باشیم... یا شاید سادهتر میخواهیم با خودمان به صلح برسیم... در تمام این هزاران سال موسیقی در زندگی بشر به ارتقا رسیده است... موسیقی در فرهنگهای مختلف، سازها، نواها، آواهای متفاوت دارد و زبانی است که ترجمه نمیخواهد بدون فهمیدن اواها میتوانی خودت را در آن ملودی حل کنی... بدنت ناخودآگاه شروع به ارتباط با نتها میکند مغزت تمام فرکانسها را تجزیه و تحلیل میکند و در نهایت قلبت میخواهد یک اثر را چندین بار گوش دهد... ما بدون موسیقی ارواحی سرگردان و بیعاطفهایای بیش نیستیم... صدای طبیعت، دریا باد، امواجی که هوهوکنان وقتی نسیم لابهلای درختان میپیچد و تو جز شنیدن این اصوات رقصان و زیبا چارهای نداری... موسیقی کمک میکند تا از دنیای سیاه اطراف فاصله بگیری و خودت را به خاطرات صدای یک گرامافون، سی دی یا فلشی کوچک بسپاری و بروی به عشقی عظیم در اعماق وجودت و یا یاد عزیزی که جسمش را برده اما روحش را کنارت جا گذاشته... موسیقی عشقی بدون نقاب است آنقدر خالص که حسی ناب را درونت تازه نگه میدارد
۳- تنوع موسیقی در ایران بسیار است از موسیقی نواحی مناطق مختلف گرفته تا موسیقی آیینی و مذهبی آنقدر وسیع که باید برای شناختنشان تحقیق و بررسی کرد... وقتی به موسیقی مقامی خراسان گوش میدهیم واکنش به آن نسبت به موسیقی بلوچی تفاوت زیادی خواهد داشت با کلی اساتید بزرگ که شاید آخرین نسلهای این سبک موسیقی باشند... هنرمندان عرصه موسیقی آنقدر مظلوماند که خیلی وقتها ناشناس میمانند و به جایگاه واقعی خود نمیرسند...
نسل بهاریها، قمرها، الههها، پورانها، صباها، تهرانیها، بنانها، ضرابیها، یاحقیها، معروفیها، حنانهها، شجریانها، بسطامیها، مشکاتیانها، اگرچه تمام شده اما شاگردانی دارند که همگی اساتیدی بزرگ هستند که طلایهدار این نسلهایند و نور پرفروغ موسیقی را، جاودان نگه داشتهاند.
۴- موسیقی از درد هم میگوید از درون روح پرتلاطم سازندهاش، از مردمش، اجتماع و اطرافش... نمیتوان به هنرمند گفت چه خلق کند، هنرمند آزاد و رهاست، میتواند اعتراض کند با سازش، اوایش، آنقدر بزرگ که تمام جهان بشنود، میتواند صدای یک نسل شود، میتواند هدفمند برای یک صحنه اجتماعی باشد و چه دردناک است اگر به خاطر ابراز احساسش در بند بیفتد و رنج بکشد