https://srmshq.ir/9cvk5x
یکی از نامدارترین نویسندگان رمانهای جاسوسی و پر تعلیق در دهه ۹۰ میلادی و سالیان آغازین قرن بیست و یکم «تام کِلِنسی» است، این مؤلف پرآوازه در سال ۱۹۴۷ در شهر «بالتیمور» واقع در ایالت «مریلند» آمریکا به دنیا آمد، دوران نوجوانی و جوانی وی در دهههای شصت و هفتاد مصادف با اوج دوران جنگ سرد مابین دو ابرقدرت آن زمان یعنی ایالاتمتحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود، پیگیری اخبار آن دوران و ذهن خلاق و هوشیار وی سرانجام او را وادار به نوشتن اولین کتابش در سال ۱۹۸۴ تحت عنوان «شکار اکتبر سرخ /The Hunt Of Red October» نمود، در این کتاب که داستانی پرکشش و سراسر هیجان را روایت میکند برای اولین بار شخصیت جدیدی به دنیای قهرمانان تخیلی داستانهای جاسوسی وارد شد به نام «جک رایان». جک یک تحلیلگر سیستمهای مالی و آمارهای اطلاعاتی در سازمان سیا است که با هوشی سرشار به طرزی کاملاً متفاوت به جریانهای خبری و نظرات دیگر همکارانش مینگرد، در این رمان کاپیتانِ فرمانده کاریزما و پرجذبه یک زیردریایی اتمی شوروی به نام «اکتبر سرخ» که مجهز به موشکهای قارهپیمای اتمی است از فرمانهای افسران مافوق تخطی کرده و با سرپیچی از دستورات به سمت سواحل آمریکا حرکت میکند، در حالی که همگان بر این باورند که زیردریایی فوق درصدد حمله اتمی به آمریکا است، جکرایان با تلاش بسیار درصدد اثبات مدعای خود است که کاپیتان کشتی در واقع قصد پناهندگی به ایالاتمتحده را دارد. فروش فوقالعاده رمان و قرار گرفتن آن در صدر پرفروشترین کتب سال به مدت چندین هفته ضمن به شهرت رساندن مؤلف و شخصیت خلق شده از سوی وی راه را برای نوشتن کتابهای بعدی بر اساس این قهرمان تخیلی بازنمود، در ادامه مجموعاً هفده کتاب بر اساس این کاراکتر تا سال مرگ نویسنده یعنی ۲۰۱۳ منتشر شد که همگی درصدر پرفروشهای صنعت نشر قرار گرفتند. موفقیت این مجموعه آثار چشم هالیوود را به منبعی جدید روشن نمود و در سال ۱۹۹۰ بر اساس اولین کتاب فیلمی مهیج با شرکت «شون کانری» در نقش کاپیتان زیردریایی و «آلک بالدوین» در نقش جک رایان ساخته شد، فروش ۱۳۵ میلیون دلاری فیلم بلافاصله ساخت آثاری دیگر از این مجموعه کتب را در صدر اولویتهای کمپانیهای فیلمسازی قرار داد، در سالهای ۱۹۹۲ و ۱۹۹۴ دو فیلم دیگر با نامهای «بازیهای میهنپرستانه /Patriot Games" و «خطر عیان و آشکار/ Clear and Presen Danger" با بازی «هریسون فورد» به نقش این مأمور تحلیلگر اطلاعاتی به نمایش درآمد. فروشهای بالای دو اثر در گیشه تضمینکننده موفقیت فیلمهای بعدی بود اما با تغییر ذائقه تماشاچیان در نیمه دوم دهه نود ساخت فیلم سوم با عنوان «مجموع تمام ترسها / The Sum Of All Fears" تا سال ۲۰۰۲ به تعویق افتاد، این بار با کنارهگیری هریسون فورد ایفای این نقش به ستاره نوظهور هنر هفتم «بن افلک» سپرده شد، علیرغم فروش ۱۹۴ میلیون دلاری در بازار جهانی ساخت اثر بعدی تا ۲۰۱۴ به تعویق افتاد، در این سال نسخه بعدی با نام «سایه کارآموز / Shadow Recruit" با بازی «کریس پاین» در نقش اصلی روانه سینماهای جهان شد و بعد از آن تا سالها بعد اثر دیگری بر اساس شخصیت رایان ساخته نشد. متعاقب فوت خالق اثر تام کلنسی ایده ساخت مجموعه تلویزیونی بر اساس این کاراکتر محبوب کتب وی این بار در دستور کار شبکههای تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام در سال ۲۰۱۸ مجموعهای تلویزیونی با بازیگری «جان کرازینسکی» هنرپیشه و فیلمنامهنویس صاحب قریحه آمریکایی توسط کمپانی "Prime" به مخاطبان مشتاق عرضه گردید. سریال فوق در فصل اول توانست با داستانی جذاب و برداشتی نوین از شخصیتهای فرعی خلق شده توسط تام کلنسی انبوه تماشاچیان را در سطح جهان راضی نموده و امتیازات بالایی را کسب نماید. در این شماره به معرفی فصل نخست و شاهکار این مجموعه میپردازیم.
«جک رایان /Jack rayan"
۴ فصل (۲۰۱۸-۲۰۲۳)
خالق سریال: گراهام رولند
ستارگان: جان کرازینسکی- وندل پیرس-ابی کورنیش-علی سلیمان
خلاصه داستان: جک رایان تحلیلگر باهوش تراکنشهای مالی در سازمان جاسوسی آمریکا متوجه نقل و انتقالات مشکوک پول در سطح جهان میشود که از منابع مشخص و به منظوری غیر قابل درک در حال توزیع در کشورهای متفاوت میباشند، تلاش وی برای جلبتوجه روسای سهلانگار سرانجام منجر به همکاری وی با مأمور عالیرتبه سیاهپوستی میگردد که آغازگر جستجو برای شناسایی و شکار ابر تروریستی میشود که درصدد منفجر نمودن یک کلاهک هستهای کوچک در کشور آمریکا است، شکار این هیولای انسانی بهتدریج با پرده برداشتن از تصمیمات سیاه و شوم روسای سازمان سیا جک رایان را در این بحران فکری و پرسش مکرر اسیر میکند که هیولای واقعی کیست؟ آن کس که چاشنی بمب را فعال میکند یا سیاستمدارانی که با نفرت پراکنی و کشتارهای بیدلیل زمینه را برای خلق تروریستهایی معتقد از دل شهروندان عادی دیگر کشورها میسر میکنند؟
فصل نخست سریال در هشت قسمت جذاب و بشدت گیرا تماشاچیان را در برابر صفحات نمایشگر خانگی میخکوب کرد، داستان به روال سایر آثار جاسوسی در کشورهای مختلف دنبال میشود، پیگیری سرنخهای جزئی برای رسیدن به هدف غایی تروریستها و تلاش برای شناسایی چهره اصلی پشت تمامی این اقدامات از قسمت اول آغاز شده و برخلاف سایر آثار مشابه ساخته شده در هالیوود و آمریکا این بار تروریست و ضدقهرمان اصلی قصه شخصی منفور و تکبعدی نیست، با ادامه روند قصه او را در جایگاه انسانی وارسته و دانشگاهی مییابیم که تصمیمات غلط سیاستمداران غربی چنان عرصه را بر او و دیگر هماندیشان تنگ نموده که چارهای بهجز عضویت در گروههای ارتجاعی و ضد ارزشهای انسانی را برای وی غیرممکن ساخته، در این بازی موش و گربهوار بین قهرمان و ضد قهرمان بهتدریج درمییابیم که نبردی درونی نیز در داخل سازمان اطلاعاتی وجود دارد، مدیر ارشد رایان باید خود را بهعنوان یک مسلمان سیاهپوست برای همکاران دیگرش ثابت نماید، تلاشهای مجدانه وی برای رفاه هموطنانش و میهندوستی وی با عینکی از شک و تردید نگریسته میشود، رایان خود در ادامه روند ماجرا با شخصیت منفی داستان همذاتپنداری میکند، او درمییابد که نبرد بین خیر و شر از هر سو که نگریسته شود میتواند به جنگی مقدس دیده شود، در این هنگامه شک و تردید وی باید بتواند بر تمام ترسها، نفرتها و پیشداوریهای گذشته خط بطلان کشیده و راهی برای نجات جامعه و جلوگیری از فساد و تباهی بیشتر نیروهای اطلاعاتی میهنش بیابد.
سریال با معرفی شخصیتهایی بشدت جذاب، واقعی و با اهداف قابلدرک بهعنوان نمونهای از داستاننویسی فوقالعاده برای مجموعههای تلویزیونی در سنوات اخیر قابل معرفی است، توجه جدی به جزئیات از تیتراژ خارقالعاده اثر که با نشان دادن الِمانهای جاسوسی و نظامی در کنار نظایر مشابه آنها در زندگی مردمان عادی جامعه شروع میشود نویدبخش این امید است که به شعور تماشاگر از اولین صحنه نیز احترام گذارده شده، موسیقی متن مناسب و بازیهای روان هنرپیشگان راه را برای ساخت سه فصل دیگر در سالهای ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ باز نمود و افسوس که چنین اتفاقی رخ داد.
برخلاف فصل نخست که با داستانی محکم و شخصیتهایی قابلقبول بیننده را شگفتزده نمود، در فصلهای بعد به یک باره شیرازه کار از دست خالقین اثر خارج شده و به نظر میرساند مدیران ارشد تلویزیونی دستپخت جدید از توصیههای به ظاهر مخاطب پسند را به بخشهای بعدی افزودهاند، نتیجه کار در فصول بعدی دوباره ما را با جک رایان برحق و سختکوشی آشنا میسازد که به روال فرمول واحد تمامی فیلم و سریالهای مشابه با انجام اعمال و تصمیماتی محیرالعقول به جنگ ضدقهرمانان کودن و نهچندان هوشیاری در سطح جهان میرود که هیچ عقل سلیمی آن را باور نمیکند، در فصل دوم گروه کوچکی از کماندوهای تحت فرمان رایان بهراحتی میتوانند به کاخ ریاست جمهوری ونزوئلا نفوذ کرده و حکومت آن کشور را تغییر دهند و در فصل سوم او و جاسوسان همفکرش بهسادگی آب خوردن میتوانند از طریق تونلهای سری و مخفی بهراحتی به کاخ کرملین وارد شده و رئیسجمهور آن کشور را از اهداف شوم وزیر دفاعی که با شخصیتی همچون پوتین درصدد ایجاد یک جنگ فرامرزی است باز دارند. فصل چهارم و آخر نیز روایتی از مبارزه رایان با ابر کارتلهای مواد مخدر است که در دنیای پس از سریالهایی همچون «برکینگ بد» و «نارکو» تماشای آن هیچ لذتی ندارد.
در خاتمه تنها تماشای فصل نخست این سریال را بهعنوان تجربهای ناب و تکرار نشدنی به شما توصیه میکنم و اکیداً سفارش میکنم که کنجکاوی خود را برای ادامه داستان در فصول بعد سرکوب نموده و به تماشای آثار معقول و نابتر دیگر تخصیص دهید.