https://srmshq.ir/nevws5
در ادب فارسی، از دورترین زمانها، بار طنز و شوخطبعی، بر دوش شعر بوده است. طنز منثور در زبان فارسی، مرهون قلم عبید زاکانی شاعر طنّاز قرن هشتم هجری است. رسالۀ اخلاقالاشراف عبید، شاهکاری در طنز منثور است که هم پای طنز را به نثر فارسی باز کرد و هم پای نثر را به طنز فارسی! عبید زاکانی، در این اثر و برخی دیگر از آثار خود مثل رسالۀ تعریفات و صد پند، به طنز فارسی عمقِ اجتماعی داد و آن را از شوخیهای سطحی و هجو و هزلهای مرسوم فراتر بُرد. با این همه، ادبیات فارسی تا قرنها نتوانست اثری همطراز طنزهای منثور عبید زاکانی پدید آورد.
در دوران مشروطه، تلاش نویسندگان در حوزۀ نقد اجتماعی، منجر به خلق آثاری شد که تحولی در طنز منثور فارسی پدید آورد. دکتر حسن جوادی، پژوهشگر و منتقد سرشناس ایرانی و نویسندۀ کتاب تاریخ طنز در ادبیات فارسی، عصر مشروطه را عصر شکوفایی طنز فارسی دانسته است. انتشار مطبوعات و رواج روزنامهنگاری، منجر به خلق گونهای جدید به اسم طنز مطبوعاتی شد که نقش مهمی در بالندگی طنز فارسی داشت.
پژوهشگر کوشای کرمانی، محسن قائمی، در کتاب مقدمهای بر بلاغت طنز منثور که اخیراً منتشر شده (کرمان، باران کلوت، ۱۴۰۱) یازده اثر دورۀ مشروطه را از جنبۀ بلاغی مورد بررسی دقیق قرار داده است. مکتوبات پیغمبر دزدان، رسالۀ مجدیه، ریاض الحکایات، خارستان ادیب قاسمی کرمانی، رسالۀ شیخ و شوخ، ترجمۀ سرگذشت حاجی بابا اصفهانی، خرنامه، نمایش سوسمار الدوله، معایب الرجال، سیاحتنامۀ ابراهیم بیگ و مجموعۀ چرند پرند دهخدا، آثاری هستند که عناصر بلاغیِ آنها از دیدگاه طنزآفرینی بررسی شده است. سه فقره از این آثار، اثر قلم نویسندگان باذوق کرمانی است. مکتوبات پیغمبر دزدان، نامههای منظوم و منثوری است که شیخ محمدحسن قارانی سیرجانی معروف به نبی السارقین به افراد مختلف نوشته است. این نامهها، نقیضۀ نامههایی است که حکّام ولایت به بزرگان یا زیردستان مینوشتند. کتاب خارستان نیز اثری است به سبک گلستان سعدی و نامگذاری کتاب، بر لحنِ طنزآمیز آن، دلالت میکند. نمایش سمسارالدوله، اثری از میرزا آقاخان کرمانی است که در انتقاد از وضعیت کرمان در دوران حکمرانی ناصرالدوله نوشته شده و جزو کتاب «سه مکتوب» او به چاپ رسیده است. با توجه به کرمانی بودنِ پژوهشگر، تحلیل این آثار در میان یازده اثر برتر طنز دورۀ مشروطه، میتواند مطالعاتِ مربوط به ادبیات بومی کرمان را تقویت کند.
نویسنده در فصل دوم کتاب، چند موضوع را مورد بررسی قرار داده است: نخست، به پیشینۀ تحقیق در دو حوزۀ طنزپژوهی و بلاغتپژوهی پرداخته و کتابها و مقالات منتشر شده در این دو حوزه را به اجمال معرفی کرده است. بخش بعد، تعریف علم بلاغت و عناصر مؤثر در بلاغت طنز یا همان شگردهای طنزپردازی است. در این بخش، عناصر بلاغی در حوزۀ معانی، بیان و بدیع و ظرفیت آنها در طنزآفرینی توضیح داده شده است. پارودی (نقیضهسازی)، کنایه، اغراق، تجاهل العارف، پارادوکس و تلمیح از جمله شگردهای طنزآفرینی در بلاغت سنّتی است.
بخش بعدی این فصل، به مبحث نثر میپردازد و ظرفیتهای نثر را در طنزپردازی برمیشمرد. این بخش، بلافاصله به مبحث «ادبیات منثور مشروطه» پیوند خورده است. نویسنده، ابتدا ویژگیهای نثر دورۀ مشروطه را توضیح داده و سپس طنزهای منثور پدید آمده در بازۀ زمانی ۱۲۴۹ تا ۱۳۰۰ شمسی را بررسی کرده است. در این بازۀ زمانی آثار متعددی پدید آمدهاند؛ اما همانطور که گفتیم، نویسنده یازده اثر را برای بررسی انتخاب و علت انتخاب این آثار را، در دسترس بودن، طنز بودن و با اهمیّت بودنِ آنها ذکر کرده است (ص ۹۷).
یکی از بخشهای مفصّل این فصل، تعریف طنز و «چیستی» آن است. نویسنده، آرای گوناگون را در مورد مفهوم طنز گردآورده و بر آن است که طنز، روشی برای برجستهسازیِ زبان از طریق خندهآفرینی است (ص ۱۰۵)؛ به عبارت دیگر، «خندهآفرینی همچون زیباییآفرینی، راهی است برای ادبیات شدنِ زبان معیار» (ص ۱۰۷). «مرزبندیهای طنز» یکی دیگر از مباحث این بخش است که انواع سخن خندهآفرین را توضیح میدهد. دیدگاههای پژوهشگرانِ حوزۀ نظری طنز در این مورد بسیار متنوع و متفاوت است و نویسنده کوشیده است به اختصار این دیدگاهها را نقل و گاهی نقد کند (ص ۱۱۶-۱۲۴). در انتهای این بخش، قائمی بر مبنای تعریف عمران صلاحی، آثار طنزآمیز را به دو دسته تقسیم کرده است. طنز حرفهای که هدف اصلیِ آن خنداندن است و طنز غیرحرفهای که در لابهلای اهداف کلان اثر، خنداندن نیز مدّ نظر قرار دارد. اخلاق الاشراف عبید زاکانی در گروه اول و علویه خانم صادق هدایت در گروه دوم جای میگیرد. بنا به این تعریف، حجم طنزهای غیرحرفهای بیشتر از طنزهای حرفهای است. رگههای طنز غیرحرفهای را میتوان در آثار حافظ، سعدی، عطار، سنایی و بسیاری از شاعران بزرگ فارسی تشخیص داد. به نظر نویسنده، یازده اثرِ موردِ بررسی، در ردیف طنزهای حرفهای جای دارند که خنداندن را به عنوان هدف کلان خود تعریف کردهاند (ص ۱۲۴-۱۲۵).
قائمی پس از آنکه منظور خود را در مورد «بلاغت»، «نثر»، «طنز» و «دورۀ مشروطه» بیان کرد، تاریخ مختصری از طنز منثور فارسی را عرضه میدارد و دلایل رونق گرفتنِ طنز در این دورۀ زمانی را از زبانِ پژوهشگرانِ تاریخ طنز ایران، بروز افکار اجتماعی، آشنایی با عقاید و سبک زندگیِ اروپائیان، نشر روزنامه و کتاب، مردمی شدنِ ادبیات، آزادیِ نسبی در بیان عقاید و شکلگیری طبقات اجتماعی متفاوت دانسته است. همانطور که گفتیم، ظهور مطبوعات و به عرصه آمدنِ روزنامهنگاران جسور یکی از دلایل رونق طنز در این روزگار بود. علیاکبر دهخدا، در اواخر دورۀ مشروطه است، طنزهای منثورش را با عنوان «چرند پرند» نخست در روزنامۀ صوراسرافیل و سپس در نشریۀ ایران کنونی منتشر ساخت و نام خود را در تاریخ طنز ایران پُر آوازه و جاودانه کرد.
فصل سوم که اصلیترین فصل کتاب است، به تجزیه و تحلیل یازده اثر منثور طنزآمیزِ دورۀ مشروطه اختصاص دارد و نویسنده پس از معرفی هر اثر، شگردهای طنزآفرینی آن را با ذکر شواهد، توضیح میدهد.
در این فصل، قائمی دیدگاههای انتقادآمیز خود را در مورد کیفیت طنزآفرینیِ هر اثر عرضه داشته است. برخی از دیدگاههای او را در مورد آثار انتخاب شده، با هم میخوانیم:
پیغمبر دزدان: «تراکم طنز در این اثر بالاست و هم طنز انتقادی دارد و هم طنزهایی صرف خنداندن» (ص ۱۴۶)
رسالۀ مجدیه: «یکی از بهترین طنزهای انتقادی دورۀ مشروطه است که کمتر شناخته شده است» (ص ۱۵۹)؛ «بسیاری از معضلات مطرح شده در این رساله را اکنون نیز میتوان در جامعه یافت» (ص ۱۶۱).
ریاضالحکایات: «مجموعه حکایت است و ساختار واحد ندارد» (ص ۱۷۱)؛ «حکایات از نظر محتوا، اخلاق و طنز یکدست نیستند» (ص ۱۷۲)؛ «انتقاد سیاسی تقریباً در آن یافت نمیشود» (ص ۱۷۳).
خارستان: «طنزِ سیاسی صریحی نیست، بلکه در لفافه و بیشتر در لابهلای ارائۀ مشکلات صنعت شالبافی در کرمان، انتقادهایی به فضای سیاسی نیز وارد میشود... طنز در این اثر در حد متوسط بروز کرده است» (ص ۱۸۴).
شیخ و شوخ: «مناظرۀ منثوری است میان شیخی آگاه و چند جوان طرفدار تغییر» (ص ۱۹۱)؛ «خندهآفرینی در این اثر بیشتر تمسخر شوخها از سوی شیخ است» (ص ۱۹۴).
حاجیبابا اصفهانی: «کاربُرد کنایههای طنزآمیز، تلمیح، توصیف و ... از عوامل اساسی طنزآفرینی در این اثر هستند» (ص ۲۱۵).
خرنامه: «آن قدرت ترجمۀ حاجیبابا را ندارد، اما به هرحال از متون طنزآمیزِ ادبیات مشروطه محسوب میشود» (ص ۲۱۶).
سوسمارالدوله: در این اثر، مخاطب با داستان نثری روبهروست که از فرم نمایشنامهنویسی برای پیشبرد قصّه بهره بُرده است... این نمایشنامه گزارشی نمادین از اوضاع سیاسی، اجتماعی کرمان در زمان قاجار و حاکمیت ناصرالدوله بر کرمان است (ص ۲۳۰-۲۳۱).
معایب الرجال: «در میان آثار مورد بررسی، تنها اثری که نویسندۀ آن زن است، معایب الرجال است» (ص ۲۴۰).
سیاحتنامۀ ابراهیم بیگ: «طنز تلخی دارد که اجازه نمیدهد لبخند بر لبان مخاطب بیش از چند لحظه ماندگار شود» (ص ۲۴۶).
چرندپرند: «یکی از مهمترین آثار طنز این دوره و چهبسا مهمترین اثر» (ص ۲۵۸).
***
مقدمهای بر بلاغت طنز منثور، کتابی پاکیزه و شسته رُفته و کامیاب در رسیدن به مقاصد خود است و مخاطب را با وضعیت طنز منثور در دورۀ مشروطه و چراییِ طنزآمیز بودنِ این متون آشنا میکند. روش پژوهشِ علمی در این کتاب، بهخوبی رعایت شده و نویسنده در اغلبِ موارد، از زیادهگویی دوری کرده و کمابیش دیدگاههای انتقادی خود را در بابِ هر موضوع و هر اثر، بیان داشته است. کثرت نقلقولهای کتاب، هم نشانۀ جستجوی دامنهدارِ نویسنده در منابع حوزۀ تحقیق و امانتداری در ادای سهم محققان دیگر است و هم گاهی راه را بر استنتاجهای شخصیِ مؤلف بسته است. کتاب، برخی ایرادهای جزئی دارد، مثل عدم تفکیکِ بخشهای زیرمجموعۀ هر فصل و تفاوت نگذاشتن میانِ عناوین اصلی و فرعی (از لحاظ فونتبندی و صفحهآرایی) که تا حدودی قابل اغماض است. با ظرفیتهایی که در ادبیاتِ مکتوب وجود دارد، میتوان کتابی مستقل در طنزِ کرمان پرداخت و انجام این مهم، از محسن قائمی ساخته است.