آهنگساز، رهبر ارکستر و کر، پژوهشگر و نویسنده
https://srmshq.ir/ptfdsx
پیشگفتار
حدود شش دهه از تولید آثار با تکیه بر لهجهها و گویشهای کرمانی میگذرد و از سال ۱۳۸۶ آثار زیادی در سبک آواز گروهی آکاپلای کرمانی تولید و اجرا و به ایران و دنیا معرفی شده است. این آثار در حال به ثمر نشستن و شکوفایی است اما در این میان آثار با لهجه و گویش کرمانی دیگری نیز تولید شده که مرزهای طنز در آواز را درنوردیدند و به هجو و هزل نزدیک شدهاند. این ریسک فرهنگی شاید در آینده نزدیک نهتنها اشاعه دهنده فرهنگ نباشد، چهبسا مخرب و گیجکننده نیز باشد و ذائقه مخاطب را به سمت استفاده ابزاری از گویش و هویت برای سرگرمی و استهزای فرهنگ بکشاند. در این گفتار ضمن تقدیر از تولید آثار فاخر آوازی با لهجه و گویش کرمانی هنرمندان کرمانی، به واکاوی «مرز طنز آواز» خواهیم پرداخت تا علاقمندان این حوزه بتوانند ضمن رعایت موازین فرهنگی و هویت شفاهی به تولید آثار آوازی با این گویش زیبا بپردازند.
شرح موضوع
وقتی صحبت از لهجه و گویش شیرین کرمانی به میان میآید، ناخواسته لبخندی زیبا بر چهره کرمانیها مینشیند، هنگامی که این لهجه زیبا که به خودی خود آهنگین است را با محتوایی فرهنگی سنتها، بازیها، شادیانهها و حماسههای این مرز و بوم کهن و با موسیقی آوازی تزئین میکنیم، نوایی نو به گوش میرسد و وقتی آن را با کارآواها و کاررفتارها و ابزار نوازی مبتنی بر مشاغل و صنعت دوردست کرمان ترکیب میکنیم، بدیع و دستنیافتنی میشود. حدود ۱۵ سال است که بهطور خاص همین کار را میکنیم تا مردم کرمان به گویش خود افتخار کنند و با صدای بلند بگویند: «من کرمانی هستم و این گویش و فرهنگ زیبای من است». با شروع این نهضت، آثار کرمانی در جشنوارههای بینالمللی و ملی درخشیدند و اجراهای آکاپلا در کرمان نیز بهشدت مورد استقبال قرار گرفت. (گروه کر مهروطن کرمان نخستین گروه آکاپلای با تولید آثار با گویش و لهجه کرمانی بوده است و تا امروز بیش از هفتصد اثر در این حوزه تولید نموده است). تا اینکه... بهتدریج سایر علاقمندان به این حوزه نیز اقدام به تولید آثار با گویش کرمانی نمودند که برخی از آنها قابل قبول و متأسفانه برخی مخرب این نهضت و در جهت عدم رعایت مرزهای طنز در آواز بودند؛ یعنی تولید برخی از این آثار باعث شد تلاشهای فنی و پژوهشی و فرهنگی در خصوص بُن مایه فرهنگی و افتخارآمیز کرمان به سمت طنز و هجو و هزل و استهزای فرهنگی پیش رود تا آنجا که در این آثار دیگر خبری از افتخار به سرزمین مادری و خردهفرهنگها و آداب و رسوم و بازیهای اصیل محلی نیست بلکه لهجه و گویش کرمانی دستمایه تمسخر فرهنگی از طریق آواز غیراصولی و سازبندی بیربط و تنظیم بیمایه و با محتوای غیرفرهنگی در فضای مجازی بدون مجوز قرار گرفت. با شنیدن برخی از این آثار، انسان بجای احساس حضور در میانه بازار اصیل و رسم و رسوم و میدان بازیهای قدیم، خود را در خطر استهزا و متلکهای هزل و هجو متصور میشود و احساس میکند این آواز ظاهراً عاشقانه، توهینهای سرراهی مزاحمان کوچه و خیابان به ناموس مردم است و با شنیدن آن احساس ناامنی اجتماعی بروز مینماید و حتی شنیدن برخی از آنها برای نوجوانان و کودکان مجاز نیست. در واقع متن اکثر این آهنگها برای جلبتوجه کسانی تولید شده که دوست دارند از گویش و لهجه برای همین منظور استفاده ابزاری نمایند. عبارات غلیظ گویش کرمانی با کمترین توجه به وزن و تقارن قافیه و عروض در کنار هم نهاده میشوند تا مفهومی غیربومی و وارداتی را به مخاطب مصرفگرا که از هر ابزاری برای خوشگذرانی و اتلاف وقت استفاده میکند تقدیم کند و این راه جدید باعث گمراهی مخاطب کرمانی و ایرانی میشود. وی گیج میشود که کدام آثار نماینده واقعی فرهنگ و گویش و آواز علمی کرمان است.
نگارنده معتقد است در جامعه ما همه انواع موسیقی و آواز وجود دارد و هیچ ادعایی مبنی بر عدم بودن این نوع آواز و موسیقی نیست اما فعالان این عرصه میتوانند با احترام بیشتر به اصالتها و هویتها و تقویت بنیه فنی خود به تولید آثار فاخر آوازی محلی بپردازند تا به یاری هم ذائقه مردم را به سمت شنیدن موسیقی آوازی فنی و فرهنگی سوق دهند تا نگرانیها از تضعیف فرهنگی آواز محلی برطرف شود. تا پیش از تولید آثار آکاپلای گویش کرمانی دو دهه گذشته، بسیاری از همشهریان و هم گویشان کرمانی از لهجه و گویش و لحن خود شرم داشتند اما با تولید آثار با گویش کرمانی بهصورت کرال آکاپلا و با محوریت محتوای هویتی و فرهنگی، هماکنون به گویش و فرهنگ و هویت خود افتخار میکنند و با احساس خوب و راحتی کامل با گویش شیرین کرمانی در حضور سایر هموطنان تکلم میکنند و این موفقیت بزرگی برای احیای فرهنگ آوازی کرمان به شمار میآید.
با یک مثال ساده میتوان گفت که رفتار ما با گویش کرمانی تا چه اندازه میتواند بیانگر توجه ما به فرهنگ و یا بیتوجهی به آن باشد:
فرض کنیم میخواهیم جد بزرگ خود را بهعنوان نمادی از فرهنگ و افتخار اصالت و گویش خودتان به همگان معرفی کنیم. با او چه رفتاری میکنیم؟ آیا او را لباس محلی فاخر میپوشانیم و بر صدر مجلس مینشانیم و دستش را میبوسیم و از او میخواهیم که با گویش اصیل خود آواز بخواند یا سخن بگوید؟ ... و یا اینکه برای نشان دادن او به همگان شرم میکنیم و او را در پستو قایم میکنیم و به خاطر داشتن لهجه غلیظش از حرف زدن او جلوگیری میکنیم؟ یا اینکه از او میخواهیم لهجه و گویش و لباس محلی و هویتش را فراموش کند و یا اینکه او را مورد استهزا قرار میدهیم و به وی اهانت میکنیم؟ و یا دست او را میگیریم و او را در بازار میفروشیم! و یا در کوچه و خیابان او را رها میکنیم؟ یا برای دیده شدن در فضای مجازی او را مورد تمسخر قرار میدهیم و به وی دشنام میدهید تا دیگران سرگرم شوند...
ادامه این مطلب را در شماره ۵۶ ماهنامه سرمشق مطالعه فرمایید.