https://srmshq.ir/bxecdu
موسیقی ایرانی و بهطور کلی موسیقی شرقی بهشدت تابع احساسات است. این موسیقی تا حدودی علمی شده ولی خود را اسیر اصول کلاسه شده نکرده است. نابترین و بهترین نوع اجرا در موسیقی شرقی بداههنوازی و بداههخوانی است.
هنرمند در اجرای آنی و بداهه بر اساسی حس لحظه و شرایط اجرا، بدون هیچ پیشزمینه فکری و از پیش تعیین شده اجرای خود را آغاز میکند.
ذکر این نکته ضروری است که هنرمند باید به مرتبه بالایی در اجرای موسیقی رسیده باشد تا بتواند بهدرستی احساس خود را به مخاطب انتقال دهد. فردی که از توانایی لازم برخوردار نباشد هیچگاه نمیتواند حس موسیقایی خود را که مبتنی بر قدرت اجرا، تکنیک درست و تسلط کافی است، به شنونده منتقل نماید. هنرمند در زمان اجرا واسطهای است بین هنر خود و مخاطب. او هیچگاه نباید عنصری اضافی بین این دو باشد.
به عبارت درستتر او پیامبر است و پیام حسی و درونی خود را به مخاطب میرساند. یکی از اصول موسیقی سرعت است. سرعت و یا همان تمپو معمولاً در قطعات متریک مشخص شده است و هنرمند طبق سرعت مشخص شده قطعه را اجرا میکند. در صورتی که در قطعات آوازی و بدون متر، سرعت اجرا کاملاً به سلیقه و حس مجری وابسته است.
دقیق بودن سرعت در گروه نوازی بسیار مهم است و البته در ضبطهای استودیویی. این ثبات در سرعت باعث میشود هنرمندان بهصورت انفرادی پارت خود را اجرا کنند و بعداً اصوات روی هم سوار شوند.
نکته بسیار مهم این است که هنرمند و یا هنرمندان موسیقی اگر بهنوعی وحدت حسی برسند میتوانند با توجه به آن حس، سرعت قطعه را آنی تند و یا کند کنند. این حالت در بداههنوازی و همنوازی با یک ساز کوبهای متداولتر و آسانتر است. همگون شدن حسی دو نفر مسلماً راحتتر از همگونی حسی یک گروه موسیقی است. البته در اجرای قطعات کلاسیک
تغییر سرعت آسانتر است زیرا توسط رهبر ارکستر اعمال میشود. پس این خصوصیت صرفاً مخصوص موسیقی شرقی نیست. حتی در قطعات کلاسیک هم علائمی برای تغییر سرعت در نظر گرفته شده است؛ اما در موسیقی شرقی این مسئله رایجتر و مهمتر است. این نکته ضروری است که سرعت کاملاً بر اساس حس زیباشناسی هنرمند باشد و لطمهای به اجرا نزند بنابراین هرگونه تغییر سرعت را نمیتوان هنری دانست.
گاهی تغییر سرعت ناشی از ناتوانی نوازنده و یا خواننده در کنترل آن است. باز هم تأکید میکنم این آزادی سرعت اجرا برای هنرمندانی معنادار است که به درجه بالایی از هنر موسیقی رسیده باشند.
اگر به اجرای هنرمندان بزرگ موسیقی و آثار آنها توجه کنید بهراحتی میتوانید این آزادی را در تغییر سرعت قطعات آنها احساس کنید.
نتیجهگیری کلی این نوشتار این است که اساس موسیقی شرقی بداههنوازی ست. دوم اینکه هنرمندان توانا و پیشرفتۀ موسیقی در هنگام اجرا، سرعت را با حس لحظه خود هماهنگ میکنند و عدول از سرعت ثابت، دلیلی بر نقص کار آنها نیست.
همیشه خوش سرعت باشید
یا حق