موسیقی تیموریان
شهاب جعفری

دکترای تخصصی پژوهش هنر گرایش موسیقی

به‌طور کلی تاریخ موسیقی دوران تیموریان در بخش‌های شرقی ایران را، با توجه به شرایط سیاسی اجتماعی دوران مذکور (اسعدی ۱۳۷۸-۱۳۷۹: ۶-۱۵)، می‌توان در سه مرحلۀ اصلی مورد بررسی قرار داد: (۱) دوران انتقال، (۲) دوران تکوین، (۳) دوران شکوفایی. در دورۀ نخست، دوران تیمور، بخشی از میراث موسیقایی «مکتب منتظمیه» و دربار آلجلایر به سمرقند انتقال می‌یابد. در دورۀ دوم، دوران شاهرخ، هنجارهای موسیقایی دوران تیموریان به‌عنوان شاخۀ فارسی‌زبان مکتب منتظمیه به تدریج شکل گرفته و در هرات تثبیت می‌شود. در دورۀ سوم، دوران سلطان حسین بایقرا، علم و هنر موسیقی در قالب «سبک هرات» به اوج شکوفایی خود می‌رسد.

انتقال نظریات مکتب منتظمیه: از دربار آلجلایر تا دربار تیمور

اگرچه دوران تیمور دورانی پرتلاطم و مملو از جنگ بود، اما وی حامی و مشوقی بزرگ برای هنرمندان محسوب می‌شد (رایس ۱۳۷۵: ۲۲۷). وی هنرمندان و صنعتگران بسیاری را در طی جنگ‌ها و لشکرکشی‌های خویش به سمرقند کوچ داد و این شهر را به یکی از مهم‌ترین مراکز هنری دوران تبدیل نمود (کلاویخو ۱۳۷۴: ۲۸۵). موسیقی در جشن‌ها و مراسم و به‌طورکلی در دربار تیمور، مورد توجه وی بوده است. چنان که کلاویخو، سفیر پادشاه اسپانیا، در ذکر خاطرات سفر خویش به دربار تیمور در سمرقند، به این موضوع اشاره کرده است:

...گروهی طبل می‌نواختند و فیل‌ها به آهنگ بازی می‌کردند و صداهای شگفت‌انگیز درمی‌آوردند و در غرفه‌ای که تیمور نشسته بود نیز گروهی نوازنده گرد آمده و به صدای بلند آلات گوناگون خویش را می‌نواختند (کلاویخو ۱۳۷۴: ۲۵۷).

کلاویخو به اجرای موسیقی در مراسم عروسی - به عنوان مثال بزمی که توسط شاهزاده خانم خانزاده همسر میرانشاه، فرزند ارشد تیمور، بر پای شده بود نیز اشاره می‌کند:

همچنین در چادر گروهی سرودخوانان که به همراه خواندن با آلات موسیقی آهنگ می‌نواختند، حاضر بودند (کلاویخو ۲۴۵):

همچنین موردی مشابه در زمینۀ اجرای موسیقی در مراسم عروسی - بزم عروسی الغبیگ در حضور تیمور - توسط ابنعربشاه (۱۳۷۳: ۲۱۵-۲۲۶) گزارش و روایت شده است. شیلتبرگر نیز تقریباً در همین ادوار در سفرنامۀ خویش، مربوط به سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۲۷ میلادی، در ذکر چگونگی مسلمان شدن مسیحیان به مراسمی توأم با موسیقی اشاره می‌کند:

... آن مرد را بر اسب می‌گذارند و ملایان از عقب و مردم عادی از جلو راه میافتند و او را در شهر می‌گردانند. در حالی که شیپور و سنج و نای می‌زنند و با صدای بلند محمد را ثنا میگویند... (جوادی ۱۳۷۸: ۱۲۷)

ظاهراً در این دوران نقاره‌خانه به‌عنوان نمادی از حکومت امیران محسوب می‌شده است. چنانکه در «تزوک تربیت امرا و وزراء» به نقل از امیر تیمور چنین روایت شده است که به «هر امیری که ملکی را مسخر گرداند یا لشگری را شکست دهد... خطاب و طوغ و نقاره» ارزانی دارند (دستوم ۱۳۷۴: ۳۲۱). همچنین در «تزوک اعطای طبل و عَلَم» از تزوکات تیموری نیز به اهمیت «عَلَم و نقاره» و برخی آلات موسیقایی چون «نفیر» و «طبل» به عنوان نشانه‌هایی از حکومت امیران اشاره شده است:

امر نمودم که به هر یک از امرای دوازده‌گانه یک علم و نقاره بدهند، به امیرالامرا علم و نقاره و به امیر تومان «طوغ و چرطوغ ارزانی دارند و مینباشی را طوغی و نفیری بدهند و یوزباشی و اونباشی را طبل بدهند و به امرای اویماق یرغوی ارزانی دارند و به چهار بیگلربیگی هر یک علم و نقاره و چرطوغ و یرغوی بدهند... (دستوم ۱۳۷۴: ۳۲۴)

بنابراین می‌توان دریافت که در این دوران موسیقی، هم در زندگی مردم و هم در دربار حضوری فعال داشته است. همچنین قدر و منزلت موسیقیدانان در این دوران را می‌توان از نحوۀ خطاب قرار دادن خواجه عبدالقادر مراغی در یکی از رقعه‌های رسمی تحت عنوان

«صورت نشان امیر تیمور که در باب سفارش خواجه به اهل سمرقند» به انشای «مولانا شمس‌الدین منشی» نگاشته شده است، دریافت.

در این رقعه که خطاب به «فضلای آفاق و فصحای عصر علىالاطلاق به تخصیص افاضل و اکابر سمرقند» نگاشته شده است، خواجه عبدالقادر مراغی با عناوینی چون «مؤلف نغمات طیبه و مصنف تألیفات مستغربه مستطرفه» نامیده شده است و در آن به صراحت بدین نکته اشاره شده است که «تشهیر مآثر و فضائل چنین مستعدان بر سلاطین روزگار و خواقین رفیع مقدار واجب بود»، همچنین «مقصود از این سیاق شرح خصال حمیده و کمالات سدیده جانب {جناب؟} مولاناء اعظم قدوه الفصحاء فیالعالم اوحد زمان نادره جهان» عبدالقادر مراغی ذکر شده است (امیر تیمور بیتا). شرف‌الدین علی یزدی (۱۳۳۶: ۱۲، ۴۴۰) نیز عبدالقادر را «مایه رونق مجالس و جشن و عیش امیر تیمور» دانسته است.

تا این دوران مهم‌ترین مراکز موسیقایی ایران در نواحی غربی، به‌ویژه تبریز و بغداد، قرار داشت. در دربار آلجلایر، به ویژه سلطان حسین و سلطان احمد، موسیقیدانان و موسیقی شناسان برجسته‌ای حضور داشتند که ادامه‌دهندگان سنت صفی‌الدین، مکتب منتظمیه، محسوب می‌شدند. عبدالقادر یکی از مجالس موسیقایی دربار سلطان حسین در تبریز در سال ۷۷۸ قمری را چنین شرح می‌دهد:

...کسانی که ادوار و شرفیه را شرح نبشته بودند، مثل مولانا جلال‌الدین فضل‌الله العبیدی و مولانا سعدالدین کوچک و مولانا عمرتاج خراسانی حاضر بودند و خوش‌خوانان و استادان مصنف و متعینان دهر مثل خواجه رضی‌الدین رضوانشاه مصنف و استاد عمرشاه و استاد بوکه و نورشاه و غیر هم از مباشران آلات ذواتالأوتار و ذواتالنفخ هم در آن مجلس حاضر بودند و بحث علمی و عملی موسیقی می‌کردند. (مراغی ۱۳۶۶: ۲۴۳)

بدین ترتیب، علاوه بر رواج و رونق موسیقی در دربار آلجلایر در آن دوران، با توجه به تأکید عبدالقادر بر شارحان آثار صفی‌الدین، می‌توان به رواج مکتب منتظمیه در مباحث علمی موسیقی در بخش‌های غربی ایران نیز پی برد. در حالی که چنین به نظر می‌رسد که تا پیش از این دوران، سنت موسیقایی متفاوتی در بخش‌های شرقی ایران رواج داشته است که معمولاً تحت عنوان سنت کهن خراسان و ماوراءالنهر نامیده می‌شود. به‌طورکلی موسیقی کلاسیک دربار تیموریان در این دوران را می‌توان در تداوم سنت موسیقایی پیشین در دربار آلجلایر دانست؛ زیرا تیمور موسیقیدانان برجستۀ دربار آلجلایر همچون عبدالقادر مراغی را به مرکز حکومت خویش در سمرقند گسیل داشت (مشحون ۱۳۷۳: ۱۹۷) و بدین‌سان باعث انتقال بخش عظیمی از میراث موسیقایی مکتب منتظمیه از قسمت‌های غربی به شرق ایران گردید...