آهنگساز، رهبر ارکستر و کر، پژوهشگر و نویسنده
https://srmshq.ir/8r7qsp
پیشگفتار:
آواز در ایران پیشینه چند هزار ساله دارد و این میراث کهن سینهبهسینه به کسانی رسیده است که ارزش آن را دریافتهاند و آن را به بالندگی رساندهاند. در این گفتار تلاش بر این است تا با نگاهی تطبیقی به مبانی و تکنیکهای آوازی غربی و ایرانی به شیوه استاد محمدرضا شجریان بپردازیم و نقاط قوت و ضعف را در هر شیوه مورد ارزیابی قرار دهیم.
نظری به آواز کلاسیک غربی و شباهتها و تفاوتهای آن با آواز ایرانی:
از نظر مکانیسمهای آوازی، هر دو نوع آواز بر حمایت نفس تأکید دارند و البته آواز کلاسیک بر نفسگیری دیافراگمی تأکید بیشتری دارد و همین موضوع باعث اجرای راحتتر، قویتر و پرطنینتر و صدایی بزرگتر میشود. البته اجرای تکنیکهای آوازی و کیفیت آن به هوش و بنیه خواننده و مقدار سلامتی و خصوصاً فیزیولوژی و ژنتیک هر خواننده بستگی دارد که امکانات مدنظر آواز را برای وی فراهم مینماید.
مصداقهای شباهتهای تکنیکهای آوازی کلاسیک و ایرانی با نامهای متفاوت بسیار است و البته اکثر این تکنیکها برگرفته از اصوات تولید شده توسط پرندگان و حیوانات و طبیعت بوده است که انسان به تقلید از آنها پرداخته است. هر یک از این تکنیکها از جایگاههای مختلف صوتی حلقی، چاکنایی، گلویی، دهانی، تودماغی، سری، ... بوده و هست که بهاختصار مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ اما در خصوص میزان رشد و تکوین این تکنیکها میتوان اذعان نمود که از دورانهای گذشته این تحریرها و تزئینات صوتی با علامتگذاری اجرایی مشخص شدهاند و اجرا را دقیقتر نمودهاند.
از نظر میزان بازخورد مخاطبان در خصوص آوازهای کلاسیک و ایرانی چالشهای متنوعی ازجمله کمحوصلگی شنونده امروزی و طولانی بودن آوازها و عدم استقبال از آواز غیر متریک، این نوع موسیقی و آواز با استقبال کمتری به نسبت موسیقی روز قرار گرفت و سبکهای آوازی امروزی با تاخت و تاز خود، این نوع آوازها را تحتالشعاع قرار دادند.
اینک بهصورت اجمالی به سبک آواز استاد محمدرضا شجریان میپردازیم تا دلیل اقبال این هنرمند را در این حوزه بهتر بازشناسیم.
شیوه آوازی استاد محمدرضا شجریان:
در این گفتار بنا بر این نیست که از ابداع سازهای ایشان و جایگاه اجتماعی و نگرش والایشان صحبت کنیم و ترجیح میدهیم تنها به ویژگیهای خاص آواز استاد اشاره نماییم و آن را مورد تحلیل قرار دهیم.
پیشینه سبک استاد بر پایه موسیقی مذهبی و در ادامه با یادگیری آواز اصیل ایرانی و با تکوین آن در طی زمان با توجه به آشنایی به سبکهای آواز جهانی تا آنجا رسید که به موفقیتها و جوایز بینالمللی آواز منجر شد. البته یکی از نتایج موفقیت بزرگ سبک استاد، پرورش خوانندهای همچون همایون شجریان بود که این پژوهشها و روشهای آوازی به نسل بعد سپرده شود و به تعالی خود نزدیک شود.
چالشها و انتقادها:
در مقایسه با آواز کلاسیک که مبنای آن باز بودن دهان و بالا بردن نرمکام و آزاد و پایین نگه داشتن حنجره و نفسگیری دیافراگمی و بیان دقیق کلمات است، آواز خواندن ایرانی چندان تمرکز خاصی روی این موارد از خود نشان نداده بود و حتی در آواز خواندن استاد نیز این نوع بیان دقیق مشاهده نمیشد (اگرچه ممکن است بهعمد چنین بوده)، اگرچه ماسک چهره خوانندگان ایرانی و استاد هنگام آواز خواندن با لبخند داخلی توأم نبوده است اما به طرز شگفتانگیزی در همین حالت هم تحریرهای دقیقی اجرا شده است. (لازم به ذکر است که متدهای جدید آواز غربی نیز از لبخند داخلی بهعنوان «لبخند داخلی ملعون» یاد میکنند و آن را قبول ندارند و باور دارند برای آواز خواندن بهتر نرمکام باید تخت باشد تا صدادهی بهتری صورت گیرد که این موضوع بسیار به آواز ایرانی با سبک استاد شجریان نزدیک است و بهعنوان نقطه قوت سبک استاد به حساب میآید).
در خصوص تنوع و نوع و نام تحریرها نیز بحث بسیار است...
در آواز کلاسیک تکنیکها و تحریرهایی همچون ویبراتُ، کُلُراتُر، تِرمُلُ، تریل، مُردنت، گروپِتُّ، مِسادِوُچِ و آپاجاتُرا و آچاکاتُرا و... بهصورت دقیق و مشخص قابل اجرا هستند و بهعنوان ابزارهای تزئینی در آریاها و اپراها و سبکهای روز نیز استفاده میشوند اما در موسیقی ایرانی، موارد مشابه با نامهای تحریرهای بلبلی، جوادخانی، چکشی، زیر و رو و ... وجود دارند و حتی بسیار کاملتر نیز کاربرد دارند اما اسامی و ثبت آنها با بیحوصلگی صورت گرفته و اکثر آنها به نام گوشهای که در آن اجرا شدهاند بسنده شده و به سلیقه اجرایی خواننده سپرده شده است که البته در موسیقی هِتِرُفُنیک کاربرد دارد اما برای رسمیت و دقت تحریر کافی نیست.
از ویژگیهای خاص تولید آثار استاد این بوده است که علیرغم اینکه ایشان یک متد آموزشی مدون در خصوص ردیف آوازی ایران تولید ننمودند اما آثار بیشمار و ارزشمند ایشان در تمامی دستگاهها و آوازهای ایرانی این امکان را برای علاقمندان فراهم آورده است تا با استفاده از این آثار در عمل ردیف آوازی موسیقی ایرانی را بهطور کامل یاد بگیرند. در واقع مجموعه آثار استاد باکیفیتترین مجموعه آثار آواز در ایران است که ردیف موسیقی آوازی ایران را نیز به تصویر کشیده است.
ضمن اینکه نمیتوان از تأثیر استفاده از اشعار کهن و اصیل و شأن و منزلت خواننده و رفتار و منش وی نیز غافل شد تا به دلیل استقبال مردم از سبک آوازی ایشان پی برد.
سخن پایانی:
علیرغم نقاط قابل بهبود آواز ایرانی که نیاز به بازنگری جدی در خصوص مکانیسمها و تکنیکها دارد، آواز ایرانی توانسته است نظر بخشی از مخاطبان موسیقی را به خود جلب نماید و یکی از دلایل آن کیفیت خوانندگان ایرانی است که بخشی از این کیفیت را مدیون استاد هستیم.
امیدواریم با ادامه راه استاد شجریان بتوانیم هنر آواز ایرانی را به تعالی خود نزدیک کنیم و این هنر را به نسلهای آینده برسانیم.