https://srmshq.ir/zmou9y
ایقدر پول نداش که باداف چشمشِ بخونه
در این ضربالمثل منظور از «باداف»، لکۀ قرمزرنگی است که روی سفیدی چشم پیدا میشود. در گذشته که هنوز علم چشمپزشکی به پیشرفتهای کنونی نائل نیامده بود، مردم به یک پول سیاه که معادل یک شاهی که یکبیستم یک ریال کنونی است، دعایی میخواندند و آن پول بسیار ناچیز را یا به فقیر میدادند و یا به داخل آب میانداختند و البته انتظار داشتند که بیماری برطرف شود اما بسیاری از مردم به حدی فقیر و بیچیز بودند که حتی یک پول سیاه هم نداشتند که باداف چشمشان را بخوانند و این ضربالمثل کنایه از شدت فقر و مستمندی است. در لهجۀ کرمانی، زبانزد «آه وَر پَرّ جگرش نداره» یا «آه نداره که با ناله سودا کنه» از نظایر ضربالمثل بالاست که به اوج فقر اشاره دارند.
ای ننو...! خیال میکنی عاروس وَر درِ حجله مونده!؟
«ای ننو...!» جمله گونهای است که در لهجۀ کرمانی به منظور اظهار تعجب و شگفتی بیان میشود.
در گذشتهای نهچندان دور که هنوز سنتهای فرهنگ ایرانی، رنگ نباخته بود، عروس خانم تا از داماد، پدر، مادر، عموها، خالهها، داییها، خواهران و برادران همسر آیندۀ خود رونما دریافت نمیکرد، پا به حجله نمیگذاشت و برخی از این هدایا، دم در حجله به عروس خانم اهدا میشد. به همین سبب بعضی از اقوام داماد، برای خوشحال کردن عروس خانم، لباسی را به خیاط سفارش میدادند که بسته به وسع و توانایی مالی آنها، روی آن با سکههای طلا، نقره یا سنگهای قیمتی تزئین شده بود. گاهی این لباسها بهموقع آماده نمیشد و هدیه کننده توی خانۀ خیاط مینشست و میگفت: عروس وَر درِ حجله مونده و تلاش کن تا زودتر لباس آماده شود.
این جمله نیز رفتهرفته جنبۀ کنایی به خود گرفت و اگر جشن عروسی هم در پیش نبود، کسی که سفارش لباسی را به خیاط داده بود و برای دریافت آن عجله میورزید، خیاط با تعجب میگفت مگر عاروس وَر درِ حجله مونده که تا این حد عجله میکنی!؟ و در همین حال رو به دیگران میکرد و میگفت: «خیال میکنه، عاروس وَر دم درِ حجله مونده!»
سالها گذشته و این جملۀ کنایی به سایر عرصهها نیز راه یافته و به همین سبب در پاسخ به هر گونه درخواست خارج از نوبتی نیز بیان میشد. بهعنوان مثال در پاسخ به کسی که قصد ترمیم دندانهای خود را داشت یا در آرایشگاه، انتظار پیرایش خارج از نوبت موهای خود را میکشید، چنانچه عجله میکرد و با رفتار و گفتاری نا به هنجار - به قول امروزیها - روی اعصاب استاد راه میرفت، حاضران خطاب به دیگران میگفتند: «خیال میکنه عاروس وَر دم درِ حجله مونده!؟»