مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

کاووس سلاجقه
کاووس سلاجقه

این دستان (زبان زد) را در فرهنگ ایرانی و میان پارسی‌گویان بسیار شنیده‌ایم و در کاربرد سخن بسامد بالایی دارد. به طور کلی «دستان»ها که در ترجمۀ عربی به ضرب‌المثل، از آن‌ها یاد می‌شود، جمله‌ها و عبارت‌های کوتاهی هستند که معنای نسبتاً وسیعی را در خود دارند و از نگاه معانی و بیان نمونۀ کامل «ایجاز» در سخن به شمار می‌روند. این سخنان کوتاه دانشی برآمده از اندیشه‌های بلند و رأی نکو و خردورزی مردمانی در گذر زمان است که سرد و گرم و شکوه و عشوۀ روزگار را بر تن و جان احساس کرده و چشیده‌اند و از میان داستان‌ها و شعرها و ترانه‌ها و گفتارها و کتاب‌ها، گزیده‌ای کوچک را در ساختمندی سخن و زنجیرۀ گفتار چنان زیبا با درون‌مایه‌ای گسترده آورده‌اند که پس از گذر و گذار از سده‌ها و هزاره‌ها، هنوز انسان روزگار ما از شنیدن این کوتاه سخنان به درونۀ پُردامنه و نازک خیالی‌های زیباشناسانۀ آن پی می‌برد و آن گسترۀ معنای نهفته در واژه‌هایی اندک را به آنی درمی‌یابد یا اگر کسی زمینه‌های کنایی آن را درنیابد با اندک راهنمایی نشانه‌شناسی می‌تواند دفتر معنای آن را بگشاید و در آن گشت و گذاری کند.

دستان‌ها یکی از همگانی‌ترین بخش‌های فرهنگ مردمی یا فرهنگ عامه است که درس‌ها و یادماندها و آزمایه‌ها و آموزه‌های بسیاری در خود دارند و برای جویای فرهنگ و دانش و ره‌پویان فرشگرد اندوخته‌ها و آموخته‌های پیشینیان جهانی اندوخته دارد تا بتوانند تلاش و کوشش در راه خوش رأیی و نکوخواهی آن گذشتگان را به برنامه‌ریزان و راه‌گشایان آینده برسانند و بیاموزند.

نمونۀ این دستان را در دستان دیگری داریم که می‌گوید: «یک انسان عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.» و سخن کوتاه و پُرمایه، ساده و آسان یاب که باید برای نوآموزان و نوجوانان و جوانان درس‌ها و اندرزها داشته باشد. بلایی که در تاریخ این صد ساله و در روزگار ما، دامن‌گستر و فراگیر است؛ و ما از این روی که تاریخ سرزمین و میهن گرامی خود را نخوانده‌ایم و نمی‌دانیم، ناگزیریم دوباره و چند باره، هر نسل پس از نسلی دیگر آن را به آزمون بگذاریم و خود را در پروسۀ همان روند و همان ویژگی‌های سیاسی - تاریخی - اجتماعی ببینیم که پیشینیان دیده‌اند. دردی است و بازماندِگی از گذر شتابناک فرهنگ و فن‌آوری و مدیریت سالم و درست و پرورش انسان‌های شریف و وفادار به داد انسان‌های فرهیخته‌ای که همگان و جامعه را بر سود خویش برتری بدهد.

پرورش انسان‌های نیک اندیشه و نکو گفتار که در روند عمل اجتماعی دانا و پویا باشند و همواره در تلاش برای حرکت ماشین دولتی به سود همۀ مردم باشند و در برنامه‌ریزی و مدیریت و راهبرد و به توسعه رساندن همه جانبۀ نیروی انسانی و سازمان‌های اقتصادی و فرهنگ اخلاقی و اجتماعی کوشا باشند. وگرنه تا این جهان برپاست، باید در یک نقطه و بر یک‌سویه درجا بزنیم. نگارنده بر این باور است که بسیاری از ما به درستی از یک سوراخ و یک مار بارها و بارها گزیده می‌شویم و باز هم به امیدی واهی و شاید از سر تنبلی و دوری جستن از روال منطقی اندیشیدن، دوباره خودمان را در دسترس گزیدن همان مار در همان سوراخ قرار می‌دهیم.

***

ادامه این مطلب را در سرمشق شماره ۹۲مطالعه فرمایید.